تبليغاتX
پس کوچه

پس کوچه

ما، گمشده هایی هستیم که به غربت عادت نداریم...

همسر يکي از فرماندهان پاسگاه که به تازگي هم ازدواج کرده و چندين ماه از زندگيشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش مي‌گذشت بدجوري دلتنگ خانواده پدري‌اش شده بود چندين بار از شوهرش درخواست مي‌کند که براي ديدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم يا به تنهايي مسافرت کند ولي هر بار شوهرش به بهانه‌اي از زير بار موضوع شانه خالي مي‌کند.
زن که در اين مدت با چگونگي برخورد ماموران زير دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها براي گرفتن مرخصي و غيره هم کم و بيش آشنا شده بود به فکر مي‌افتد حالا که همسرش به خواسته وي اهميتي قائل نمي‌شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصي براي رفتن و ديدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذي درخواست کتبي به اين شرح مي نويسد:
جناب .... فرمانده محترم ... اينجانب ....... همسر حضرتعالي که مدت چندين ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم. حال که شما بدليل مشغله بيش از حد کاري فرصت سفر و ديدار بستگان را نداريد بدينوسيله درخواست دارم که با مرخصي اينجانب به مدت ... براي مسافرت و ديدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمائيد .
با احترام ..... همسر شما
بعد نامه را در پوشه مکاتبات همسرش مي گذارد چند وقت بعد جواب نامه به اين مضمون بدستش ميرسد:
پاسخ نامه: سرکار خانم ... عطف به درخواست مرخصي سرکار عالي جهت سفر براي ديدار اقوام ، با درخواست شما به شرط تامين جانشين موافقت مي شود.
فرمانده
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت توسط سعید منتظر|

گاهی از اوقات اشکالاتی که انسانها بر عملکرد، رفتار و گرایشات یکدیگر میگیرند به صورت بسیار عجیبی بر آرامش روابط بینابین ایشان تاثیر گذار است. این دامنه تنش تا چنان مرتبه ای میتواند گسترش یابد که حتی افراد بی ارتباط به مساله ناگزیر به درگیری در امور نامربوط به خودشان میشود. در اصطکاک های پیش آمده چندی پیش بین دولت و مجلس شاهد موضع گیری افراد و گروه هایی به صورت بی محابا و از روی عصیبیت، له یا علیه طرفین بوده ایم. در این میان با رخ دادن اخرین این پیشامدها و صرف نظر از موقعیت طرفین و موضع گیری خواص جامعه، من در سه مرحله به موضوع نگاه کردم که برداشت های شخصی در زیر می آید:

1- در ابتدا صرف نظر از جایگاه شاکی و متشاکی ایرادهای وارده بر مصوبه مجلس و تناقض های موجود در آن به نظرم جالب بود به صورتی که در نگاه اول حق را به رییس جمهور محترم دادم.

2- در نوبت دوم این سوال برای من ایجاد شد که اگر تنها مرجع تفسیر قانون اساسی شورای محترم نگهبان است و این قانون توسط همین شورا به تایید رسیده است، پس چگونه شخص ثالث حق دخالت دارد و نتیجه این نگاه، نادرست دانستن ادعای رییس جمهور محترم بود.

3- مرحله سوم نگاه به پیشینه این بحث ها بود و اینکه در کنار نظارت استصوابی شورای نگهبان در قانون به وظیفه رییس جمهور مبنی بر پاسداری از قانون اساسی بر خوردم. حال این سوال برای من بوجود آمد که این پاسداری، محدوده آن و نوع اعمال آن در کجای قانون پیش بینی شده است؟

بعد از نگاه سوم سوال جدیدتر ایجاد شده این بود که اساسا چرا در بین اختلافات بوجود آمده، هیچ گاه یکی از گزینه های محتمل، نارسایی قانون (حتی قانون اساسی) محسوب نمیشود؟ نکته جالب این است که در برخی موارد بر اساس قوانین موجود مساله برای دو طرف حل نشده و فقط طرفین موضوع را مسکوت میگذارند. و این سکوت منجر به ایجاد کدورت های دیرین و گاها سواستفاده فرصت طلبان و ایجاد شبهه در جامعه میشود و این افراد اقدام به ترور سیاسی شخصیت های جامعه با عناوینی همچون اقتدارگرا، لجوج، مستبد، تمامیت خواه، نگاه گزینشی به قانون و ... میکنند. لذا نظر من بر ایجاد گعده هایی بین نخبگان برای بحث پیرامون قانونی است که مدتی است در بین خواص به عنوان وحی منزل و قانون بدون اشکال فرض میشود.

ادامه دارد...


پس نوشت:

ساعاتی قبل از انتشار این متن ریاست محترم جمهور این قانون را ابلاغ کرد. که البته این حرکت و بازتاب رسانه ای آن جای بحث دارد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت توسط کرار|

برويد سراغ كارهاى نشدنى، تا بشود.
تصميم بگيريد بر برداشتن كارهاى سنگين، تا برداريد.
«و لا يخشون احدا الّا اللَّه». خب،
زحمتهايش چه؟
 رنجهايش چه؟
محروميتهايش چه؟
جوابش اين است كه: «و كفى باللَّه حسيبا»؛
 خدا را فراموش نكن،
 خدا حسابت را دارد.
 در ميزان الهى،
 رنج تو،
محروميت تو،
 كفّ نفس تو، حرصى كه خوردى،
زحمتى كه كشيدى، كارى كه كردى،
 خون دلى كه خوردى،
دندانى كه روى جگر گذاشتى،
اينها هيچ وقت فراموش نميشود.



رهبرانقلاب

۲۰ مهر ۹۰


نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط حاج علا|

به آنجا رفتم و بازگشتم. اما هنوز هم باورم نیست. نمیتوان گفت. آنها که رفته اند بهتر میدانند. بیشتر شبیه یک خواب است که درست در بهترین زمان آن تو را از خواب بیدار میکنند. حالا چند روزی است که آمده ام. اما قلمم نای نوشتن در مورد این سفر را ندارد. امیدوارم بعدترها بتوانم اندکی شرح حال بنویسم.


پس نوشت:

در این سفر دعاگوی دوستان بودم. انشاالله این سفر نصیب همه دوستان بشود.

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط سعید منتظر|

سلام

نوشتنم هنوز هم نمی آید.

البته این تنها دلیل نبودنم، شاید هم اولین دلیلش، نبوده است. به احتمال فراوان برای کسی جالب نباشد این دلایل. برای خودم هم...

آقاسعید ما می رود بشود حاج سعیدآقا. عقب نشینی «آقا»یش هم حکمتی دارد حکما!

می گویند عمره رفته معتمر می شود نه حاج. ولی من حاجی بودن برخی عمره گذاردگان را معتبرتر از بسیاری از کعبه دیدگان ذی الحجه می دانم. همان طور که آیه ی خدا بودن برخی حجج اسلام را مبین تر از بعضی خود آیه الله خوانده ها. و باسوادتر بودن عده ای از دکترا نگرفته ها را... الخ.

شاید آمده بودم همین را بگویم. شاید هم خالی بودن اینجا را برنمی تابم.

دعا کنید حل شویم


همیشه خوش می گذرد اینجا بودن

این بار هم.


یاعلی(ع) مدد

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت توسط حاج علا|

کسی در میقات بودن یا خسی در میقات بودن مهم نیست. مهم این است که وقتی به میقات رسیدی از هر چه هستی رها شوی و به آنچه باید بشوی برسی. این همان رمز میقات است که در عین کشف دسترسی به آن بسیار دشوار است. آنچه که باید در میقات جست چیزی نیست جز خویشتن خود. خویشتنی که برای آفرینش آن دلیلی نبود جز محبت زهرا(س) و پدرش و شوهرش و فرزندانش...
 
 

پس نوشت:

انشالله ۴ شنبه، ۳۰ فروردین عازم زیارت خانه خدا هستم. از تمامی دوستان طلب حلالیت دارم. انشاالله با دست پر برگردم!

میگوند میقات محل احرام بستن حاجیان است و ما ابتدا به مدینه میرویم و به طواف کعبه دل... و هرکه به طواف میرود باید احرام ببندد:

سلم من سالمکم و حرب لمن حاربکم و ...

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت توسط سعید منتظر|


  • مادر دو بخش دارد: «ما» و «در» ، و ما هر چه می کشیم از بخش دوم است…
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت توسط کرار|

چندی پیش در چند کشور حرکت هایی مشکوک برای تحریک مردم علیه جمهوری اسلامی ایران انجام شد. البته ساختگی بودن بعضی از این موارد به وضوح مشخص است. اما در برخی موارد مانند ادعای دستگیری جاسوسان ایرانی در آذربایجان قضیه نیازمند تدقق بیشتر برای رمزگشایی از این ماجراست.



آذربايجان در طول يک سال گذشته، ۴۰ نفر را به اتهام جاسوسی برای ايران بازداشت کرده است. اما مردم محلی نارداران بر اين باورند که دولت آذربايجان سران مذهبی کشور را هدف قرار داده است.
يک مقام امنيتی آذربايجان که نامی از وی برده نشده بود، ماه گذشته طی مصاحبه ای با خبرگزاری «اخبار آذربايجان» ادعا کرده بود که بازداشتهای اخير برای نابود کردن ابزار نفوذ ايران بر روی دولت و مردم آذربايجان بود، همچنين خنثی کردن آنهايی که بالقوه می توانستند ابزاری برای سوء استفاده ايران در کشورهای همسايه در صورت مواجهه با حمله خارجی باشند. خبرنگار آذری زبان شبکه سحر خودمان هم یکی از بازداشت شدگان است.
عاکف حيدرلی معاون رئيس حزب اسلام می گويد که اين بازداشتها در راستای اعمال فشار به دينداران انجام شده است. وی می گويد که اين بازداشتها در راستای اعمال فشار به دينداران انجام شده است.
---- نارداران مرکز معنوی آذربايجان و محل زيارتگاههای مقدس ----
ناطق کريم اف، ريش سفيد کهنسال و عضو شورای عالی حزب اسلام آذربايجان است. با عصا راه می رود، اما هنوز شوخ طبعی خود را حفظ کرده است. تنها عکس ديواری خانه وی، پرتره قاب شده امام خمينی است که از ديوار آويزان است. بازداشتهای دينداران نارداران از سال ۲۰۰۰ شروع شد. کريم اف می گويد  ۸ نفر از ريش سفيدهای ما به ۹ ماه زندان محکوم شدند.
ناطق کريم اف می گويد که در سال ۲۰۰۳ يک بار بازداشت شد و سه ماه در زندان بود و به ۵ سال حبس تعليقی محکوم شد. وی اضافه می کند: آنها گفتند که من به پليس سنگ پرتاب کرده ام. بعد از اين حادثه نيز چند بار بازداشت شدم، اما آنها شرم کردند که پيرمردی بيمار را پشت ميله های زندان نگه دارند و شبانه مرا رها کردند.
پس نوشت:
پس از جنجال رسانه ای در مورد بازداشت به اصطلاح جاسوسان ایرانی در آذربایجان و سیاست های خصمانه این کشور علیه ایران و همچنین نظر یکی از خوانندگان وبلاگ در مورد این قضیه، نگارنده با توجه به اطلاعات موجود در رسانه های بیگانه و بعضی از مصاحبه های محلی تصمیم به نشر مطلب بالا گرفت.
بخشی از مطالب بالا به نقل از رادیو فرداست که فقط جهت اطلاع افراد تنگ نظر و سیه بین ارائه شده وگرنه واضح است که نگارندگان این وبلاگ هیچ تاییدی در مورد این رسانه های منحوس ندارند.

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت توسط سعید منتظر|

ما ساکنان کوی نفس را چه نسبتی است با سخن از ستارگان کهکشان...!

جایتان خالی رفته بودیم جنوب. مناطق عملیاتی. بازهم مثل همیشه بهتر ار قبل. طلاییه، جایی که هنوز هم تنفس در فضایش تو را خدایی میکند. رفتم تا در طلاییه تجدید بیعتی کنم. نشسته بر قطعه ای از بهشت به خود میبالیدم که بین این همه جوان این افتخار نصیب من شده است. در حال و هوای خود بودم که راوی جمله عجیبی برایمان گفت؛ "شهدا به بعضی ها دعوت نامه میدهند که بیایند، بعضی ها را هم راه نمیدهند. مگر میشود هرکسی که خواست بیاید آن هم بدون دعوتنامه..."

امسال قسمتمان شد رفتیم طلاییه. چزابه را هم.

اما ...

و... .



پس نوشت:

ابتدا عیدتان مبارک. این غیبت طولانی به دلیل سفر و همچنین عدم دسترسی به فضای مجازی بود.

این مطلب شاید نارسا باشد اما اهلش آن را متوجه میشوند. هرکه گرفت ما را دعا کند شاید...

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت توسط سعید منتظر|

این تصویر گویای همه چیز است. نمی خواهم چیزی بگویم اما استفاده ابزاری از دین...

خبرگزاری فارس به صورت کاملا سفارشی مطلبی با عنوان حجیت شرعی جامعتین درست بعد از حمایت حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی از  جبهه متحد اصولگرایان منتشر کرد.



پس نوشت:بعد از دیدن این خبر و آن یادداشت این سوال در ذهنم شکل گرفت که:

اگر هر دو جبهه مورد تایید نظام هستند آیا برای اعمال سلیقه مردم هم میتوان این گونه عمل کرد؟

و آیا اصولا به غیر از معصوم و ولی فقیه شخص دیگری در مناسبات اجتماعی و سیاسی مردم میتواند حجیت داشته باشد؟

نوشته شده در سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت توسط کرار|


مطالب پيشين
» درخواست مرخصي!
» وحی منزل که نیست...
»
» نائب الزیاره
» نبودن های یک نیمچه مرد...
» کسی در میقات!
» مادر...
» نارداران
» اما...
» ابزاری برای آنها...
Design By : ParsSkin.com