تبليغاتX
حاج علا
log
 موسوي را محاكمه كنيد

 

 

حاج علا
پس کوچه ی درد نویسان...

شهدا اين قدرها هم نازنين نبودند

شهدا اينقدرها هم كه حالا مي‌گويند نازنين نبودند. آن‌چنان از خوف خدا غش نكرده بودند كه هيچ خوفي بر دل هيچ كس نيندازند.
 عجب شهداي نازنين بي‌آزاري. شهيداني كه حتي شهرام جزايري هم حاضر بود زكات اختلاس‌هايش را بدهد تا برايشان كنگرة بزرگداشت برگزار شود.



بقيه اش را هم بخوانيد

اعلام موجوديت جنبش سبز علوي

بسم الله الرحمن الرحيم

 "الم تر كيف ضرب الله مثلاً كلمة طيبه كشجرة طيبه اصلها ثابت و فرعها في‌السماء 

 توتي اكلها كل حين باذن ربها و يضرب‌الله الامثال للناس لعلهم يتذكرون

 و مثل كملة خبيثه كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض مالها من قرار

 يثبت‌الله الذين امنو بالقول الثابت في الحيوه الدنيا و في‌الاخره و يضل‌الله الظالمين و يفعل‌الله ما يشاء‌"
 سوره مباركه ابراهيم آيات 27-24

 
مردم متدين علوي و فاطمي ايران اسلامي
دل و جان سرزمين ولايت مدار ايران اسلامي، قرن‌هاي متمادي است كه به نور ايمان و دل دادگي به مكتب سبز علوي و سرخ حسيني روشن و منور است. افتخار ايرانيان غيور و با شرف، پذيرايي جانانه از آيين جاودانه و راهگشاي اسلام عزيز و آغوش گشودن صميمانه به معرفت ناب و بي‌پيرايه ولايت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم‌السلام بوده است. چنانچه جاي جاي اين خطه نوراني و سبز، مزين به قدوم فرزندان و سلاله پاك نبوي و علوي بوده و پناهگاه جاودانه سادات و فرزندان منزه و آراسته علوي و فاطمي بوده است.

در طول اين ساليان مملو از شور و دلدادگي، رنگ غيرت آفرين ، دشمن ستيز و مظلوم نواز "سبز" به عنوان نمادي از مكتب پرتوافكن تشيع و شاخصي در تكريم و تعظيم مكتب آزاده پرور حضرت علي بن ابيطالب عليه و علي ابناءه المعصومين افضل صلوات المصلين در ميان مردم مشهور بوده است.

هنوز پيشگامي روحانيت و سادات جليل القدر شيعه علوي در روند پيروزي و راهبري انقلاب شكوهمند اسلامي از اذهان محو نشده است. اقتداي مردم ولايت مدار ايران به زعامت مرجع عاليقدر و ولي فقيه زمان حضرت آيت الله العظمي امام خميني (قدس الله نفسه الزكيه) و تبعيت بي‌پيرايه آنان از سيد و سلاله پاك زهراي مرضيه، فرزانه دوران، حكيم صبور و فقيه بصير زمان مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي (ادام الله ظله العالي) نمونه‌اي از پيشتازي سبز علوي و ولايت مداري سادات علوي ميان امت و امام در سه دهه اخير بوده است.

 چنانچه آذين بستن پيشاني رزمندگان علوي به سربندهاي سبز "يا زهرا"،"يا حسين شهيد"، "ياعلي‌بن ابيطالب"،" يا قمر بني هاشم" در دوران دفاع مقدس ملت ايران و عطر دل‌انگيز پارچه‌هاي متبرك سبز ضريح علي بن موسي الرضا (ع) در سجاده‌هاي عبادت زلال بندگان خالص پروردگار، خود حكايت ازدر هم آميختگي رنگ و محتواي سبز در سلوك معرفتي غيور مردان اين سرزمين دارد. 
امت علوي و ولايي ايران
همانگونه كه مستحضريد چندي است به مدد برخي فعاليت‌هاي سياسي و حزبي خاص كه مع‌الاسف مورد تعرض و بهره‌برداري دشمنان اين مرز و بوم علوي و مهدوي نيز قرار گرفته است، رنگ مكتبي و سبز علوي به مصادره دغل بازان و سياست پيشگان مرتبط با اجانب درآمده است.

متاسفانه دشمنان در شبيخوني نيرنگ آميز با هتك حرمت اين نماد ديني و فرهنگي، ‌به محتواي آن نيز جسارت روا داشته اند. برخي نيز با سوء استفاده‌ از اين رنگ و نماد متعلق به سادات و روحانيت به بهانه بازي‌هاي سياسي، تقدس آن را نشانه گرفته و حرمت آن را با مصادره به مطلوب و انحصاري ساختن آن در فعاليت‌هاي خويش لكه‌دار ساخته‌اند.

از اين رو است كه حركت مكتبي و مردمي "جنبش سبز علوي" در خيزشي عمومي و فراگير عليه انحصاري ساختن اين رنگ با مسماي ناب علوي و حفظ سيادت و قداست رنگ سبز اعلام موجوديت كرده و در اولين بيانيه خويش با تبريك حلول ايام فرخنده ميلاد سبز امام رئوف و عطوف، حضرت علي بن موسي‌الرضا عليه آلاف التحيه و الثناء از عموم ملت ولايي و آسماني ايران عزيز دعوت مي‌نمايد كه به مناسبت در پيش بودن ايام مبارك عيد سعيد امامت و ولايت، عيد الله الاكبر، روز اكمال دين و اتمام نعمت و انتصاب شريف حضرت مولي ‌الموحدين امير المومنين علي بن ابيطالب عليه الصلاة و السلام به ولايت مطلقه الهي و عيد سادات وفرزندان جليل القدر امام علي بن ابيطالب (ع) با ترويج و استفاده از اين نماد متبرك، رنگ مقدس "سبز" را به مامن خويش بازگردانده و گامي تاريخي در جهت اثبات ولايت مداري و علوي محوري خويش بردارند.

در اين زمينه ستاد "جنبش سبز علوي" از عموم امت ايران مي‌خواهد كه:


بقيه اش را هم بخوانيد

محور

ما و آشتي و وحدت ملي

سلام من يه چند مدتي به دلايل مختلف نتوانستم مطلبي تو وبلاگم قرار بدم. اما دغدغه فكري راجع به يه موضوع اونقدر من رو مشغول خودش كرد كه مجبور شدم هر طور شده بيام و اين مطلب رو بنويسم. البته به دليل كسالتي كه دارم مطالب رو همون جوري كه به ذهنم مياد مينويسم و انرژي كافي براي ويرايشش ندارم.

موضوع مورد بحث همين وحدت ملي است. خيلي بحث جالب شد وقتي كه تو بحث مذاكرات هسته اي تا حدودي توافق حاصل شد اول گفتند كه بايد آشتي كنيم تا شايد قسمتي از اين موفقيت احتمالا نزديك به نامشون بشه.

اما وقتي فهميدند اينقدر ها هم كشكي نيست بيانيه دادند كه حقوق ملت بذل و بخشش شده و غربي ها اون رو تو مذاكرات هسته اي دارن به يغما مي برن. حالا ما مونديم اون حمله به سياست هاي هسته اي دولت قبل از انتخابات رو باور كنيم يا سينه چاكي براي دفاع از حقوق هسته اي.

خلاصه آشتي هم حساب و كتابي داره، البته ما هم با آشتي و وحدت موافقيم ولي به هر حال وحدت حول يه محوري بايد باشه، بايد بالاخره يه چيزي(احتمالا قانون) فصل الخطاب باشه. همين جوري كه نميشه.

فعلا يا علي. التماس دعا

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاره اي از توضيحات:

به دليل هجمه دروغ ها در مورد خبر خريد سهام مخابرات كه در نظرات اين مطلب آمده است بر خود لازم ديدم جهت تنوير افكار قسمتي از اطلاعيه كنسرسيوم خريدار سهام مخابرات را با ذكر منبع(توجه شود با ذكر منبع ) بر روي وبلاگ قرار دهم.

اطلاعیه كنسرسیوم توسعه اعتماد مبین

در اطلاعیه كنسرسیوم توسعه اعتماد مبین آمده است: كنسرسیوم توسعه اعتماد مبین در رقابت با كنسرسیوم مهر اقتصاد ایرانیان با قیمت 3409 ریال برنده مزایده گردید. از شركتهای مجموعه كنسرسیوم یكی متعلق به سرمایه‌گذاری تدبیر و دو تای دیگر سهامی عام می‌باشند. دو شركت سهامی عام اخیر الذكر به عنوان SPV ‌های مورد نیاز برای بسترسازی حضور تعداد زیادی از اشخاص حقیقی و حقوقی متقاضی سهام مخابرات مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

این اطلاعیه تصریح كرد: خلاف شایعات منتشره بنیاد تعاون سپاه در فهرست سهامداران شركتهای حاضر در كنسرسیوم نمی‌باشد.
http://www.telna.ir/News/5124/Default.aspx

امروز دلم زائر مدینه شد.

سالگرد پنج شهیدِ گمنامِ مهمانِ دانشجویانِ دانشگاهِ تبریز

همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.
امام خمینی(ره)


بخونین، رو پرچم نوشته. خوندین؟
آآآآآه. 

ولی انگار حالِ همه خوب بود. خوبِ خوب. حالشون خوب بود و کسی از میان چند هزار دانشجوی دانشگاه تبریز به دنبال شفا نبود که ....

که من باز امروز دلم پر نکشه تا غربت مدینه، تا تنهایی 4 معصوم بقیع، تا .....

که من باز شرمنده شهدا نشم از این بی وفایی....
بازم دم کارمندا و اساتید گرم که ازشون ،خیلی کمتر از دوستان دانشجو، انتظار حضور داشتم.

جای خیلی هاتون و خیلی هاشون خالی بود. ولی من سلامتون رو رسوندم، ای اونایی که تو دانشگاه تبریز بودین ، ولی وقت نداشتین که یادشهدا رو تکریم کنید!چه بد میزبانانی هستیم!
وای بر ما که اینقدر بی وفائیم! وای


زیارت اون 100-120 نفر قبول حق باشه ان شا الله.

یا علی مددی





نظر من در مورد اظهارات دوستان، در خصوص رهبر

من به عنوان یه ایرانی تابع قانون اساسی (نمی گم یه ایرانی مسلمان و یا یه دانشجوی ایرانی و یا یه بسیجی و ....) نظرم رو در مورد مباحث ، سوالات و شبهات مطرح شده به عرض دوستان می رسونم(بدون کوچکترین تعصب) الحمدلله همه صحبت کردن و از اطلاعات دوستان بهره بردیم. از همه عزیزانی که ادب و احترام را در بحث رعایت کردن صمیمانه سپاسگزارم. ابتدا نظرم در مورد دیدگاه اندیشمند حزب اصلاحات و مخالف رهبر ایران : این دیدگاه از بحث سیاسی خارج شده و وارد بحث دینی شده ، یعنی به جای ارائه استدلالی منطقی برای رد ولایت فقیه و یا اثبات عدم شایستگی رهبر کشور، وجود و حقانیت ولایت رو کلا نفی کرده، حتی ولایت ائمه معصوم (ع) . خدا جزای مناسب بهش بده . هیچ نکته منطقی برای بحث و بسط نمی بینم. 
مسائلی که در نقد انتخاب و عملکرد رهبر ایران مطرح شدن :

1- اعضای مجلس خبرگان توسط شورایی تایید صلاحیت می شن ؛ که فقهای آن شورا( تقریبا نصف اعضاش) توسط شخص رهبر تعیین میشن. این انتخاب یه جور دوره(حالا با هر اسمی).

2- اعضای مجلس خبرگان عملکرد خوبی ندارن و میخواستن عضوی از مجلس(آقای دستغیب) رو که طبق وظیفه اش منتقد رهبر بوده عزل کنن. چرا؟ این با آزادی منافات داره و ....

3- چرا هیچ کدوم از فقهای چپی (مثل آقای منتظری)نمی تونن تو مجلس خبرگان و یا شورای نگهبان حضور داشته باشن؟

4- چرا رهبر کشور رو در حد یک معصوم می دونین و مخالفت با ایشون رو محاربه با خدا می دونید و .....؟

5- چرا مدیریت و اداره کشور رو به دست یه نفر دادین و او هر طور که می خواد بر امور ملت دخل و تصرف داره؟

6- چرا برخلاف کشورهای پیشرفته دنیا مثل آمریکا و انگلیس و ....، در ایران ،رهبر میتونه با حکم حکومتی، نظر شخصی اش رو بر مسئله ای مرتبط با کشور و ملت اعمال کنه؟ 

7- فصل الخطاب یعنی چی؟ حرف زور رو میگن "فصل الخطاب". شاید من نسبت به عملکرد رهبر نقد داشته باشم. فصل الخطاب در اختلاف من و رهبر کی می تونه باشه؟ 

8- از شرایط رهبری عدالت هست و اگر در موردی عدالت رو رعایت نکنه با نظر اعضای خبرگان عزل میشه. چون یکی از شرایط رو از دست داده . مصادیقی از بی عدالتی آقای خامنه ای :
8-1 تبریک به آقای احمدی نژاد، قبل از اینکه شورای نگهبان تعداد و نوع آراء مردم رو در انتخابات تایید کرده باشه.
8-2 تشکیل دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت
8-3 چرا دادگستری ایران اعلام کرده ، هر کسی بر خلاف نظر رهبر دم از مذاکره با آمریکا بزنه، مجرم هست و تحت تعقیب و ... قرار خواهد گرفت؟ به چه حقی این اطلاعیه صادر شده؟ چرا باید طبق نظر رهبر باشیم و نتونیم دم از مذاکره با آمریکا بزنیم؟
8-4 در 14 خرداد 68 که حضرت امام رحلت کردن، آقای خامنه ای شرایط مرجعیت رو نداشتن و بنا به قانون اساسی اون تاریخ برای رهبر شدن باید شرایط مرجعیت رو می داشتن. چرا بدون داشتن این شرط رهبر شدن؟ 

8-5 فساد اقتصادی کشور ناشی از سیستمی است که خود ایشان به وجود آورده. چرا او کسانی را که آقازاده هایشان به بیت المال دست درازی میکنن، عزل نمی کنه؟ 

8-6 اقای خامنه ای در 29 خرداد 88 در خطبه نماز جمعه اعلام کرد : اگر نخبگان سياسي بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براي اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج ها، آنهايند. و این یعنی قتل نفس و دادن حکم قتل و خونریزی و .....

8-7 اگر آقای خامنه ای فرد مناسبی برای رهبری هس، چرا اینقدر فقر و فساد بیداد میکنه؟ 

9- آیا به دیگران حق می دین آزاد باشن و ولایت فقیه رو قبول نداشته باشن و بخوان در ساختار سیاسی-اجتماعی شرکت کنن؟



این ها تمام سوالات بود.  

مروری هم داشته باشیم به قانون اساسی :

شرايط و صفات‏ رهبر:
1-صلاحيت‏ علمي‏ لازم‏ براي‏ افتا در ابواب‏ مختلف‏ فقه‏.
2-عدالت‏ و تقواي‏ لازم‏ براي‏ رهبري‏ امت‏ اسلام‏.
3-بينش‏ صحيح‏ سياسي‏ و اجتماعي‏، تدبير، شجاعت‏، مديريت‏ و قدرت‏ كافي‏ براي‏ رهبري‏. در صورت‏ تعدد واجدين‏ شرايط فوق‏، شخصي‏ كه‏ داراي‏ بينش‏ فقهي‏ و سياسي‏ قوي‏ تر باشد مقدم‏ است‏.

اصل‏ سابق‏:
شرايط و صفات‏ رهبر يا اعضاي‏ شوراي‏ رهبري‏:
1-صلاحيت‏ علمي‏ و تقوايي‏ لازم‏ براي‏ افتاء و مرجعيت‏.
2-بينش‏ سياسي‏ و اجتماعي‏ و شجاعت‏ و قدرت‏ و مديريت‏ كافي‏ براي‏ رهبري‏.

وظايف‏ و اختيارات‏ رهبر:
1- تعيين‏ سياستهای كلي‏ نظام‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ پس‏ از مشورت‏ با مجمع تشخيص‏ مصلحت‏ نظام‏.
2- نظارت‏ بر حسن‏ اجراي‏ سياستهاي‏ كلي‏ نظام‏.
3- فرمان‏ همه‏ پرسي‏.
4- فرماندهي‏ كل‏ نيروهاي‏ مسلح‏.
5- اعلان‏ جنگ‏ و صلح‏ و بسيج‏ نيروها‏.
6- نصب‏ و عزل‏ و قبول‏ استعفاء‏ : الف‏ - فقه‏ هاي‏ شوراي‏ نگهبان‏. ب‏ - عاليترين‏ مقام‏ قوه‏ قضاييه‏. ج‏ - رييس‏ سازمان‏ صدا و سيماي‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏. د - ريييس‏ ستاد مشترك‏. ه‏ - فرمانده‏ كل‏ سپاه‏ پاسداران‏ انقلاب‏ اسلامي‏. و - فرماندهان‏ عالي‏ نيروهاي‏ نظامي‏ و انتظامي‏.
7 - حل‏ اختلاف‏ و تنظيم‏ روابط قواي‏ سه‏ گانه‏.
8 - حل‏ معضلات‏ نظام‏ كه‏ از طرق‏ عادي‏ قابل‏ حل‏ نيست‏، از طريق‏ مجمع تشخيص‏ مصلحت‏ نظام‏.
9 - امضا حكم‏ رياست‏ جمهوري‏ پس‏ از انتخاب‏ مردم‏ صلاحيت‏ داوطلبان‏ رياست‏ جمهوري‏ از جهت‏ دارا بودن‏ شرايطي‏ كه‏ در اين‏ قانون‏ مي‏ آيد، بايد قبل‏ از انتخابات‏ به‏ تاييد شوراي‏ نگهبان‏ و در دوره‏ اول‏ به‏ تاييد رهبري‏ برسد.
10- عزل‏ رييس‏ جمهور با در نظر گرفتن‏ مصالح‏ كشور پس‏ از حكم‏ ديوان‏ عالي‏ كشور به‏ تخلف‏ وي‏ از وظايف‏ قانوني‏، يا راي‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ به‏ عدم‏ كفايت‏ وي‏ بر اساس‏ اصل‏ هشتاد و نهم‏.
11- عفو يا تخفيف‏ مجازات‏ محكومين‏ در حدود موازين‏ اسلامي‏ پس‏ از پيشنهاد رييس‏ قوه‏ قضاييه‏. رهبر مي‏ تواند بعضي‏ از وظايف‏ و اختيارات‏ خود را به‏ شخص‏ ديگري‏ تفويض‏ كند.
در ادامه مطلب، اگر دوست داشتید نظراتم رو بخونید.
بعد که زحمت کشیدید و خوندید ، اگر مورد قبولتون بود که شکر، اگر نبود هم باز شکر.
اصراری به پذیرش اش نیست. مهم تبادل نظره. تصمیم  و انتخاب نهایی با خودمونه.
مگه نه؟




بقيه اش را هم بخوانيد

مقایسه دیدگاه احزاب راجع به ولایت

سلام مجدد

مجدد از این بابت که 3 پست پایین تر یه مطلبی رو شروع کردم. حالا می خوام ادامه اش بدم. البته با اجازه همه دوستان.

یکی از دوستان (علی آقا) که مخاطب پرو پا قرص ماس، دوست داشت در مورد ولایت فقیه صحبت کنیم. در مورد ولایت مداری. 

ایشون شاکی بود . اونقد شاکی که تو پست مربوط به قدس و آرمان امام و .... بحث ولایت فقیه رو هم مطرح کرد و چنین جملاتی رو در ابراز احساسات و البته دیدگاهش به کار برده : 

"سلام. اولآ این که می گویید ما عاشق "ولایتیم" یعنی چه؟ یعنی عاشق ولایت ائمهء معصومین (ع) هستید یا عاشق نهاد رهبری در قانون اساسی و هر کسی در آن مسند بنشیند؟؟! یعنی اگر فردا در ایران شورای رهبری تشکیل شد شما "عاشق" اعضای آن شوری می شوی و همانطور که جای پای خامنه ای را می بوسید و او را با حضرت علی علیه السلام و بعضآ با خدا مقایسه می کنید با اعضای آن شوری هم این کار را خواهید کرد؟؟ این بدعت در اسلام شیعه نیست؟؟"

و مشرک خوندن حامیان ولایت و  توضیحات مفصل دیگه که می تونین از کامنت ها مطالعه کنین.

حالا من برا روشن شدن همه موافقان و مخالفان به طور مختصر، بسیار ساده و قابل فهم ( و ان شا الله مفید) دیدگاه دو گروه که در ایران وجودداره رو مطرح میکنم . این دو گروه عبارتند از : موافقان نظام جمهوری اسلامی و مخالفان نظام جمهوری اسلامی.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر موافقان نظام جمهوری اسلامی ایران:  طبق قانون اساسی  انتخاب رهبر و مقتدا برای هدایت و رهبری جامعه حق ملت ایران است. این حق توسط مردم احقاق می شود.

یعنی مردم در انتخاباتی آزاد ، افرادی را انتخاب می کنند و ایشان را موظف میکنند که رهبری را انتخاب و به مردم معرفی کنند. و همواره بر اعمال و رفتار این رهبر نظارت داشته باشند تا اگر از اساس و اصول دین و قانون خارج شد، او را عزل کنند. 

این افراد در مجلسی به نام مجلس خبرگان دور هم جمع شده و به نصب و عزل و نظارت بر مسائل مربوط به رهبری می پردازند.

جالب اینکه، در بین این اعضا حق رای یکسان است. یعنی تمام افرادی که مردم خود انتخاب کرده اند، در موافقت و یا مخالفت با مسئله ای، رای هم وزن دارند.

این یعنی دموکراسی. 

مردم نیز به شکرانه این آزادی و این دموکراسی ،

1- سعی میکنند آگاهانه در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کنند. 

2- و از رهبری که معتمدینشان به آنها معرفی کرده اند ، اطاعت کنند و با هدایت ایشان عمل کنند ، ابراز موضع کنند. از او در مقابل هجمه مخالفت های کلامی و عملی دفاع کنند و همانطور که او برای هدایت امور کشور تلاش میکند ، مردم نیز از او حمایت کنند. چرا که او رهبر است . شکست، ناراحتی و ... یک رهبر ، شکست و ناراحتی و ... ملت تحت راهبری وی است. 

این دیدگاه ناشی از سلیقه شخصی من و یا دوستانم و یا فلان بقال و یا دانشمند و یا ... نیست. همان چیزی است که مردم ایران به نام قانون اساسی پذیرفته اند( با رای 98%) قانونی که حتی موج سبز هم میگوید باید به آن احترام گذاشت.

دیدگاه مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران :  دوستان موج سبزی بارها به جای من و دوستانم و تمام موافقان نظام و حامیان رهبر،  عقاید عجیب و غریبی را در مورد ولایت فقیه مطرح کرده اند. ولی من برخلاف ایشان ، از این سنت پیروی نمی کنم و دیدگاه ایشان را بدون تحریف، از متفکرانشان نقل قول میکنم. یکی از متفکران بزرگ این گروه ، دکتر عبدالکریم سروش است. دیدگاه ایشان در مورد ولایت فقیه و الیته ولایت ائمه عبارتست از : 

در حيطه ولايت باطني، رابطه مريد و مرادي برقرار است، اما در حيطه ولايت سياسي، حتي ائمه هم وجوب اطاعت ندارند چه برسد به فقيه! مردم مي‌توانند بر امام معصوم هم خرده بگيرند، انتقاد كنند و در جايي فرمانش را اطاعت نكنند! (سروش، ماهنامه كيان بهمن 77) ولايت منحصر در شخص نبي اكرم است و با رفتن او، ولايت نيز خاتمه مي‌يابد! ولايت پيامبر بعد از او به كسي منتقل نشده است! (كيان آبان 77)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خب ، با این توضیحات خودتون، مشرک و منافق و مسلمان و شیعه و .... و -البته فارغ از همه این صفات یک ایرانی قانون مدار و محترم - رو تشخیص بدین و بشناسین.

مخالفان نظام یا موافقانش؟ 

یا علی مددی