تبليغاتX
حاج علا
log
 موسوي را محاكمه كنيد

 

 

حاج علا
پس کوچه ی درد نویسان...

مقایسه دیدگاه احزاب راجع به ولایت

سلام مجدد

مجدد از این بابت که 3 پست پایین تر یه مطلبی رو شروع کردم. حالا می خوام ادامه اش بدم. البته با اجازه همه دوستان.

یکی از دوستان (علی آقا) که مخاطب پرو پا قرص ماس، دوست داشت در مورد ولایت فقیه صحبت کنیم. در مورد ولایت مداری. 

ایشون شاکی بود . اونقد شاکی که تو پست مربوط به قدس و آرمان امام و .... بحث ولایت فقیه رو هم مطرح کرد و چنین جملاتی رو در ابراز احساسات و البته دیدگاهش به کار برده : 

"سلام. اولآ این که می گویید ما عاشق "ولایتیم" یعنی چه؟ یعنی عاشق ولایت ائمهء معصومین (ع) هستید یا عاشق نهاد رهبری در قانون اساسی و هر کسی در آن مسند بنشیند؟؟! یعنی اگر فردا در ایران شورای رهبری تشکیل شد شما "عاشق" اعضای آن شوری می شوی و همانطور که جای پای خامنه ای را می بوسید و او را با حضرت علی علیه السلام و بعضآ با خدا مقایسه می کنید با اعضای آن شوری هم این کار را خواهید کرد؟؟ این بدعت در اسلام شیعه نیست؟؟"

و مشرک خوندن حامیان ولایت و  توضیحات مفصل دیگه که می تونین از کامنت ها مطالعه کنین.

حالا من برا روشن شدن همه موافقان و مخالفان به طور مختصر، بسیار ساده و قابل فهم ( و ان شا الله مفید) دیدگاه دو گروه که در ایران وجودداره رو مطرح میکنم . این دو گروه عبارتند از : موافقان نظام جمهوری اسلامی و مخالفان نظام جمهوری اسلامی.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر موافقان نظام جمهوری اسلامی ایران:  طبق قانون اساسی  انتخاب رهبر و مقتدا برای هدایت و رهبری جامعه حق ملت ایران است. این حق توسط مردم احقاق می شود.

یعنی مردم در انتخاباتی آزاد ، افرادی را انتخاب می کنند و ایشان را موظف میکنند که رهبری را انتخاب و به مردم معرفی کنند. و همواره بر اعمال و رفتار این رهبر نظارت داشته باشند تا اگر از اساس و اصول دین و قانون خارج شد، او را عزل کنند. 

این افراد در مجلسی به نام مجلس خبرگان دور هم جمع شده و به نصب و عزل و نظارت بر مسائل مربوط به رهبری می پردازند.

جالب اینکه، در بین این اعضا حق رای یکسان است. یعنی تمام افرادی که مردم خود انتخاب کرده اند، در موافقت و یا مخالفت با مسئله ای، رای هم وزن دارند.

این یعنی دموکراسی. 

مردم نیز به شکرانه این آزادی و این دموکراسی ،

1- سعی میکنند آگاهانه در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کنند. 

2- و از رهبری که معتمدینشان به آنها معرفی کرده اند ، اطاعت کنند و با هدایت ایشان عمل کنند ، ابراز موضع کنند. از او در مقابل هجمه مخالفت های کلامی و عملی دفاع کنند و همانطور که او برای هدایت امور کشور تلاش میکند ، مردم نیز از او حمایت کنند. چرا که او رهبر است . شکست، ناراحتی و ... یک رهبر ، شکست و ناراحتی و ... ملت تحت راهبری وی است. 

این دیدگاه ناشی از سلیقه شخصی من و یا دوستانم و یا فلان بقال و یا دانشمند و یا ... نیست. همان چیزی است که مردم ایران به نام قانون اساسی پذیرفته اند( با رای 98%) قانونی که حتی موج سبز هم میگوید باید به آن احترام گذاشت.

دیدگاه مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران :  دوستان موج سبزی بارها به جای من و دوستانم و تمام موافقان نظام و حامیان رهبر،  عقاید عجیب و غریبی را در مورد ولایت فقیه مطرح کرده اند. ولی من برخلاف ایشان ، از این سنت پیروی نمی کنم و دیدگاه ایشان را بدون تحریف، از متفکرانشان نقل قول میکنم. یکی از متفکران بزرگ این گروه ، دکتر عبدالکریم سروش است. دیدگاه ایشان در مورد ولایت فقیه و الیته ولایت ائمه عبارتست از : 

در حيطه ولايت باطني، رابطه مريد و مرادي برقرار است، اما در حيطه ولايت سياسي، حتي ائمه هم وجوب اطاعت ندارند چه برسد به فقيه! مردم مي‌توانند بر امام معصوم هم خرده بگيرند، انتقاد كنند و در جايي فرمانش را اطاعت نكنند! (سروش، ماهنامه كيان بهمن 77) ولايت منحصر در شخص نبي اكرم است و با رفتن او، ولايت نيز خاتمه مي‌يابد! ولايت پيامبر بعد از او به كسي منتقل نشده است! (كيان آبان 77)

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خب ، با این توضیحات خودتون، مشرک و منافق و مسلمان و شیعه و .... و -البته فارغ از همه این صفات یک ایرانی قانون مدار و محترم - رو تشخیص بدین و بشناسین.

مخالفان نظام یا موافقانش؟ 

یا علی مددی



یکی مرد کاری به از...

- چند تا حاجی می شناسی؟

- زیاد.

- چندتاشونو دوست داری؟

- یعنی چی؟ خوب، خیلیاشونو.

- چندتاشونو خیلی دوست داری؟

- یه چندتایی هستن.

- از بین اونا چندتاشون زرمنده بودن؟...



بقيه اش را هم بخوانيد

خواهشک!

سلام به همه

ممنون از اینکه اکثر رفقا مرام نامه ی این پس کوچه (که از این به بعد «وبلاگ» حاج علا رو با این اسم خطاب می کنم، به دلایلی) رو رعایت می کنن.

یه خواهش کوچیک دارم، کم نیستن دوستان محترمی که حرفهایی برای گفتن دارند شاید خلاف نظرات دیگران. و اصلا همین هم باعث پویایی بحث در حاج علا شده. بزرگواران لطف کنن و تنها یک موضوع رو پیش بکشن تا بتونیم از نظرات همه ی رفقا در اون مورد، تخصصا استفاده کنیم.

شاخه به شاخه شدن فایده ای نداره و غیر از مغلطه و سفسطه و دور شدن از منطق یک بحث معقول راه به جایی نمی بره.

ان شاالله در مطالب بعدی نظرات مرتبط با مطلب و به صورت مباحثه ای مطرح بشه تا استفاده ی بیشتری ببریرم.

التماس دعا



اندر باب دفاعیات از مردم مظلوم(؟!) فلسطین اشغالی

اندر باب دفاعیات از مردم مظلوم(؟!) فلسطین اشغالی

متن زیر قسمتی از خبر سایت کلمه متعلق به مهندس میرحسین.میم است:

شعارهای متفاوت از سالهای گذشته در روز قدس امسال شنیده می شد به طوریکه درحد فاصل میدان هفت تیر تا ولی عصر مردم علاوه بر شعارهایی در دفاع از آرمان های فلسطینیان در مبارزه با ظلم ، شعار می دادند: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران، یا حسین میرحسین ، کروبی با غیرت صدای خشم ملت.راهپیمایی روز [...]

حالا انصافا و بدون تعصب میگم کجای این شعار دفاع از مردم فلسطین رو میرسونه؟ در جواب چند گزینه مطرح میشه:

 گزینه اول: شعور کافی

 گزینه دوم: اطلاع از احتمال وجود عقل در کله مردم

گزینه سوم: جایگزینی عبارت "ساکنین سرزمینهای اشغالی" در جمله"در دفاع از آرمان های فلسطینیان" بجای کلمه فلسطینیان 



اول اینا رو بخون و فکر کن تا بعد بگم...

سلام علیکم

یکی از دوستان مطلب جالبی راجع به عبدالکریم سروش نوشته. مطلبی تحلیلی. این مطلب 2 بخش داره. بخش اول بیان قسمت هایی از نظرات و ایده های این به قول معروف دکتر و بخش دوم تحلیل نظرات ایشون.

به نظر من " العاقل یکفی بالاشاره" .

پس همون بخش اول رو اینجا می آرم تا شما هم بخونین و بعد تو پست آینده تحلیل دوستمون رو خدمتتون ارائه میکنم. دوستمون قسمت های قابل توجه رو قرمز رنگ کردن . با این حال من قسمت های جالب تر رو ، محض خاطر دوستان موج سبزی ، سبز میکنم تا متوجه بشن و دقیق بخونن.

فعلا بخونین و با عقل و منطق و عقاید خودتون بسنجین ، نظرات این دکتر  - به اصطلاح روشنفکر دینی - رو :

در حيطه ولايت باطني، رابطه مريد و مرادي برقرار است، اما در حيطه ولايت سياسي، حتي ائمه هم وجوب اطاعت ندارند چه برسد به فقيه! مردم ميتوانند بر امام معصوم هم خرده بگيرند، انتقاد كنند و در جايي فرمانش را اطاعت نكنند! (سروش، ماهنامه كيان بهمن 77) ولايت منحصر در شخص نبي اكرم است و با رفتن او، ولايت نيز خاتمه مييابد! ولايت پيامبر بعد از او به كسي منتقل نشده است! (كيان آبان 77)

تفكر ديني با استخدام طبيعت منافات دارد يا حداقل خنثي است! (هفته نامه آبان خرداد 78) حقيقت دين همان تجربه فردي ديني است كه در مورد پيامبران «تلقي وحي» نام گرفته و دين هيچ ارتباطي به امور اجتماعي و سياسي و حكومتي ندارد، هر كسي همان قدر ديندار است كه به اين تجربه فردي رسيده باشد. (روزنامه صبح امروز خرداد 78)

ارتداد حق طبيعي هر انساني است! (كيان فروردين 78) هيچ ديني عقلا نميتواند مردم را از انتخاب دين ديگر منع كند چون خود آن دين زاييده انتخاب بوده. (صبح امروز شهريور 78) در تعارض تكاليف ديني و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است! متاسفانه فقهاي ما اطلاعات برون ديني ندارند و متوجه اين نكات نيستند(صبح امروز شهريور 78)

ارزشهاي ديني دائما در تغييراند، اگر روزي فاطمه ميگفت بهترين زنان كسي است كه نامحرم او را نبيند، امروز كسي نميتواند اين را بپذيرد!(ماهنامه زنان دي 78)  فرهنگ شهادت خشونت آفرين است! (روزنامه نشاط خرداد 78) در تاريخ جديد خدايي كه مومنان كشف ميكنند ممكن است با خدايي كه گذشتگان كشف و تجربه ميكردند متفاوت باشد! (كيان ش 52)

مخالفت محققانه با دين كفر نيست. چون كفر موضع‌گيري در مقابل خداست ولي مخالف دين از روي تحقيق در قبال خدا موضع‌گيري نكرده است. (راه نو مرداد 77) مفاهيم ديني مانند ذم دنيا، رضا به قضاي الهي و توكل و زهد و … مناسب دوران تاسيس يك نهضت و انقلاب مي‌باشد، چون لازمه انقلاب، بريدن از دنيا و از خودگذشتگي است، اما براي دوران ثبات، كارآيي ندارد! (روزنامه ايران دي 77)

دين ورزي روحانيان، عوامانه و مصلحت‌انديشي است، عاطفي، تقليدي، تعبدي، سنتي و ميراثي است. ملاك، حجم عمل است نه انديشه و تعقل. روضه‌خواني‌ها و زيارات دسته جمعي، تعصب و تجزم و تكفير و طرد، در اين نوع دينداري، زياد به چشم مي‌خورد. (كيان بهمن 78)

قرائت هاي مختلف از دين زدودني نيستند و همه را بايد به رسميت شناخت، اينها در ذات يكي هستند (روزنامه ايران دي 78) جهان مدرن پرده از رازهاي موهوم ديني برداشته و دين را از صحنه اجتماعي به يك حيطه‌ كاملا فردي عقب رانده است (كيان مرداد 77)

احكام اسلام آميخته به اسطورهاند و اگر از آنها اسطورهزدايي شود به راحتي به مرور زمان قابل تغيير اند. مثلا حجاب جنبه اسطورهاي دارد نه اينكه براي حفظ عفت باشد! (ماهنامه زنان دي 78) انقلاب ما بر اساس اسلام اسطورهاي بنا شده، نه اسلام عقلاني. روحانيت ما هميشه عوامزده و دنبالهرو عوام بودهاند و عوام هم اسلام اسطورهاي را بهتر قبول ميكنند تا اسلام عقلايي (روزنامه نشاط خرداد 78)

حكومت ديني جلوي رشد علمي مردم را مي‌گيرد. در نظام لائيك تركيه، روحيه علم‌جويي و حقيقت‌طلبي بهتر رشد كرده است زيرا آنجا ارزش هاي ديني را با علم مخلوط نكرده‌اند (نشاط خرداد 78) اگر قبول كنيم اسلام يا پاره‌اي از احكام آن سياسي است، بايد اين احكام، موقت باشند چون حكم سياسي موقت است. (كيان فروردين 78)


جالب بود نه؟!



شهر زیرزمینی

جایی خواندم:

براي آنها كه نمي خواهند از جنگ بگويند و بشنوند


آنهايي كه سروكارشان به زيرزمين هاي مترو افتاده باشد، پس از چند بار سفر درون شهري در مي يابند كه در هر ايستگاه چندين تلويزيون مشغول پخش برنامه است، برنامه هايي شامل نماهنگ، كارتون، قطعات كمدي و بالاخره تيزرهاي تبليغاتي در پايان هر يك از آنها نيز اين نوشته روي صفحه تلويزيون خودنمايي مي كند:
«شبكه مترو پيام»
اخيرا نيز اولين شماره نشريه اي با عنوان «مترو» در هياتي 4 رنگ و نفيس به صورت رايگان در ميان مسافران توزيع شد كه به نظر مي رسد فاقد شناسنامه مطبوعاتي است و بعيد به نظر مي رسد، نشر آن با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي صورت گرفته باشد، لابد چندي بعد راديو مترو هم مي آيد تا با اين اقدامات مترو به يك شهر زيرزميني مستقل و با سياستگذاري هايي كه كمتر نسبتي با معيارهاي اجتماعي و فرهنگي ما دارند، تبديل شود. ياد شهرهاي تخيلي مرحوم ژول ورن به خير...
مثلا شبكه تلويزيوني پيام اين روزها خواننده اي را تبليغ مي كند كه فقط براي راديو دولتي انگليس و راديوسازان سازمان سيا وقت دارد و براي گرم شدن بازارهاي كنسرت هاي دلاري اش، اعلام فرموده اند: تا ابد مردم داخل كشور را از صداي خودمحروم كرده ام و از طريق رسانه هاي آنها براي مردم مي خوانم. بگذريم از پول بازسازي بم كه بنيادكيان مدعي است به حساب استاد ريخته و استاد مشغول قهر مصلحتي است! اكثر برنامه هاي شبكه نيز هيچ نسبتي با ارزش هاي رايج در جامعه اسلامي ما ندارد.
اما درباره نشريه «مترو» هم بايد گفت: دست اندركاران اين نشريه انگار 8 سال جنگ را در غار اصحاب كهف در خواب بوده اند! زيرا در پيش شماره مورخه 30 شهريورماه 88 آنها كه مقارن با يك روز پيش از سالروز آغاز دفاع مقدس است، آنچه در اين نشريه درج شده درباره دستگيري فلان بازيگر كه از فعاليت هاي هنري! او در دوبي جلوگيري شده و خبر پارتي هاي مختلط ايشان است (با ذوق زدگي فراوان) و خبرهايي از قماش: خواص غذايي كلم چيست و الخ... به چاپ رسانده است تا بدين ترتيب اين بار يك نشريه زرد ديگر در زيرزمين و با پول بيت المال مردم (به بهانه رواج فرهنگ مطالعه در بين مردم) منتشر شود. براستي نمي دانيم اين واقعه را به كارگزاران اين نشريه و ساير نشريات زرد تبريك بگويم يا تسليت؟!
همچنين در پايان مي ماند سخني با مديران فرهنگي مترو، درسال 1359، عنصري سفاك به نام صدام حسين با حمايت همه كشورهاي اروپايي و آمريكا با هدف سرنگوني نظامي كه شمايان كارگزارانش هستيد، به ايران اسلامي حمله كرد اما اين كشور به قيمت بر خاك افتادن هزاران ستاره گمنام يك وجب از خاكش نصيب بيگانه نشد. اميد كه به خاطر آورده باشيد و جبران نماييد.

 نگارش اول از برادر بزرگوارم سعيد سجادي