تبليغاتX
حاج علا
log
 موسوي را محاكمه كنيد

 

 

حاج علا
پس کوچه ی درد نویسان...

تصمیم تاریخی


وقتي در نخستين روزهاي خلافت اميرالمومنين علي(ع)، طايفه اي از سابقون و ياران نخستين اسلام با اجتماع گرد يكي از همسران پيامبر(ص)، حزبي در «درون نظام و در مقابل امام» تشكيل دادند و با به راه انداختن جنگ جمل، بر امام معصوم و خليفه حق شوريدند، ابرهاي فتنه، آسمان جامعه مسلمين را دربر گرفت و مردم، بر سر دوراهي انتخاب سختي قرار گرفتند. دوباره از ناي علي(ع)، نداي دعوت مردم به جهاد شنيده مي شد اما اين بار نه در برابر كفار و مشركين، كه در مقابل مسلماناني با سابقه، افرادي با ظاهري ديني و حتي نزديكان پيامبر! كساني كه حاكميت دولت جديد را به منزله پايان سلطه خود بر بيت المال مسلمين مي دانستند، كساني كه برپايي دولت عدالت محور علوي را پايان دولت هزار فاميل مي دانستند و بالاخره كساني كه به زعم خود «احساس خطر كرده بودند» و مي آمدند تا با ادعاي حفظ دين اسلام، از استقرار دولت جديد كه با شعار «عدالت» بر سر كار آمده بود، به هر شكل ممكن جلوگيري كنند. حتي در آن سپاه مسلمانان با سابقه اي بودند كه چندي قبل براي تشكيل حكومت علوي تلاش كرده بودند و اكنون كه علي(ع) سهمي از حاكميت به آنها نداده بود، به جبهه مقابل پيوسته بودند! فتنه پيچيده اي شكل گرفته بود. جمع كثيري از مردم، صف آراستگان در مقابل امام را مي شناختند. بخاطر داشتند كه آنان سرداران جنگ و اميران و حاكمان پس از جنگ هستند. سوابق درخشان برخي از ايشان درصدر اسلام و خدماتي كه به اسلام كرده بودند، نبرد با ايشان را دشوار كرده بود. اتهام برادركشي و ناديده گرفتن خدمات ياران ديروز، علي(ع) را در تجهيز سپاه با مشكل مواجه كرده بود. حتي از درون اردوي حضرت نيز چنين زمزمه هايي شنيده مي شد. در وصف همان زمان است كه، حضرت فرمودند: «همانا فتنه ها چون روي آورد، باطل را بصورت حق آرايد و چون پشت كند حقيقت چنانكه هست رخ نمايد.»(1) بزنگاه تاريخي مهمي شكل گرفته بود. علي بايد بين «حق و مدعيان حق» بين «مصلحت اسلام و مصلحت طبقه اي ويژه از مسلمين» و بين «جلب رضايت خدا و رضايت خواص» يكي را برمي گزيد. تصميم دشواري بود. اصل تشكيل حكومت عدالت محور علوي، در جامعه اسلامي آن روز انقلاب بزرگي بود كه «خيلي ها» تاب آن را نداشتند و اكنون مي رفت تا انقلاب ديگري شكل بگيرد و يا انحرافي بنيان كن براي هميشه در پيكره اسلام نهادينه شود. علي(ع) اما «اسدالهي» بود كه از درنده خويان نمي هراسيد و عدالتخواهي كه به ويژه خواران تمكين نمي كرد. نيك مي دانست كه در سايه سالها دوري حاكمان از اسلام ناب محمدي(ص)، «مبارزان و مجاهدان ديروز» به «ارباب ثروت و سرمايه» بدل شده اند. مي دانست كه طلاهاي برخي ياران ديروز انقلاب را امروز بايد با تبر تقسيم كرد و البته همزمان در جامعه اسلامي جمعي از مردم گرسنه اند. مي دانست كه در سايه اين ثروت نامشروع، توان بسيج رجاله ها و اراذل و اوباش براي ايشان فراهم است. اما «مولا» تصميم تاريخي اش را گرفت. به همه ثابت كرد كه در اجراي قانون الهي، هيچ تعارفي ندارد و با كسي «عقد اخوت» نبسته است. ثابت كرد كه سابقه كسي، برايش مصونيت نمي آورد و مصلحت اسلام از مصلحت تمام افراد و گروهها و حتي نزديكترين ياران پيامبر(ص) بالاتر است. پس، فريب خوردگان را اندرز داد تا به دامن اسلام بازگردند. آنگاه بر آنان كه امنيت شهرها را مختل كرده بودند و مردم را به شورش و نافرماني دعوت مي كردند و بر «خروج بر امام» اصرار داشتند مردانه و بي محابا حمله آورد و سپاه جمل را تارومار كرد. سپس فرمود: «اي مردم، من چشم فتنه را در آوردم پس از آنكه موج تاريكي آن برخاسته بود و گزند آن، همه جا را فرا گرفته بود و كسي جز من جرات و دليري اين كار را نداشت» (2) فرمايشي كه در هيچ جنگ ديگري از آن حضرت شنيده نشد و درسي جاويد براي هميشه تاريخ به يادگار گذاشت كه «حق را به حق بشناسيم نه به افراد، حق را بشناسيم و آنگاه افراد را بدان محك بيازماييم.»

نويسنده: حسين شمسيان

منبع: کیهان

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1و2-خطبه 93 نهج البلاغه كه حضرت علي(ع) پس از جنگ جمل ايراد فرمودند.
    



توهین به ملت نشانه ادب است؟ ادب مرد به ز دولت اوست!!!


کاریکاتور مودبانه از طرف مهندس میر حسین موسوی

تقدیم به همه ملت شریف ایران

مدیر مسئول : مهندس میر حسین موسوی

لینک این صفحه از روزنامه کلمه سبز :

http://kalemehsabz.com/1388/3/19/KalemehSabz/18/Page/11/?NewsID=1171

لینک برش مطبوعاتی این مطلب از سایت کلمه سبز:

http://kalemehsabz.com/1388/3/19/KalemehSabz/18/Page/11/KalemehSabz_18_11_1171_NewsCut.jpg



تحلیلی بر انتخابات!!!!!!

بنام خدا

این مطلب یک طنز تلخ می باشد:

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در حالی وارد روزهای بحرانی می شود که خیلی ها فکر می کردند با اعلام کاندیداتوری خود می توانند خواب را بر مخالفان آشفته کنند. اما در نهایت از آن«پویش» تنها یک «سوزش» نصیب خود و فعالین ستادهایشان نمودند. شاید علت این «سوزش» ناشی از «لرزش»ی بود که به خاطر استقبال مردم یزد از دکتر احمدی نژاد ايجاد شد. به گزارش «یارو نیوز» حاکیست که کارشناسان علت استقبال شدید مردم از دولت نهم را مهارت آشپز همراه هیات دولت دانسته اند. در حال حاضر چند تن از ستادهایی که قول داده اند از این به بعد مردمی باشند، به شدت در پي استخدام اين آشپز مي باشند. در اين دوره ثابت شد كه به عمل كار برآيد به سخنراني نيست وبهتر است مردان عمل به كار وكوشش بپردازند و مردان حرف نيز در پي سخنراني ونصيحت گرگهاي گرسنه!!!!!

مير حسين موسوي نيز به شدت منتقد سياستهاي ۴ سال اخير انقلاب اسلامي!!!!! شده است و عده اي اعلام كرده ( البته برخي نخبگان نيز قبلا اين پيشنهاد را داده بودند): بهتر است دولت به فضايي برگردد كه تحويل دولت نهم داده شد. در اين راستا پيشنهاداتي داريم كه اميدواريم آقايان براي بازگشت به خط امام اصيل!!!!، مبارزه با پوپوليسم!!!! و.. بدان عمل نمايند:

۱- تخريب پروژه راه آهن شيراز- اصفهان ونابودي كليه تونلها وپلهاي ساخته شده در ۴ سال دولت نهم

۲- تخريب جاده ارتباطي شيراز- كازرون و۶ تونل در مسير تا ديگر كسي هوس نكند با ساخت جاده مواصلاتي به افزايش مطالبات مردم دامن بزند

۳- بازگرداندن مردم روستاي مكشوفه!!! در جيرفت به دوران ماقبل سوم تير( مشابه دورانهاي ژوراسيك وعصر مفرغ) تا ديگر فردا اين مردم از دولتمردان تقاضاهاي سنگين نداشت هباشند

۴- قطع آب كليه روستاهاي لوله كشي شده در دوران دولت نهم. زير طبق اطلاعات كارشناسي برخي نخبگان، از آنجايي كه براثر دعاهاي فراوان هنوز آثار مرگ احمدي نژاد مشاهده نشده است بهتر است براي مرگ راي دهندگان دعا كرد. ضمنا قطع خطوط تلفن وبرق نيز همزمان انجام شود.

۵- به زندان بازگردانده شدن كليه بدهكاران ديه زنداني كه در دولت نهم آزاد شده اند. نخبگان عزيز مي توانند با وعده آزاد سازي اين زندانيان تا ۱۰ سال آينده، آنها را به ماندن در زندان راضي كنند.

۶- بمباران كليه تاسيسات هسته اي كه در دولت فعلي راه اندازي شد. ضمنا مي توان با ريختن زباله وفاضلاب به آلودگي آب سنگين اراك كمك كرد تا اين آب مجبور شود رژيم غذايي بگيرد وسبك شود.

۷- آزادي كليه تيمهاي جاسوسي كه دستگير شده اند و ارائه اطلاعات صحيح وكامل به آنان( زيرا آقايان با دروغ مخالفند واز طرفي دانستن حق دشمنان نظام است).

۸- تخريب كليه بيمارستانهاي ساخته شده و يا بازگرداندن ساختمان آنها به پيشرفتهاي شگفت انگيز ۱۵٪ طي ۱۰ سال و... ضمنا از مردم عزيز به خاطر اينكه الكي در استاديومها معطل شده اند كمال معذرت خواهي را داشته باشند. همچنين طي يك مراسم باشكوه در موسسه چلچراغ يا شب يلدا و.. كليه نامه هاي ارسالي مردم به نهاد رياست جمهوري را به دقت پاره پاره و ريزريز كنند تا فضا به دوران قبل از سوم تير بازگردد.

9- عذرخواهي رسمي از كليه مقامات ر‍ژيم اشغالگر، آمريكا، ايالت كانادا، اعضاي شوراي ضد امنيت سازمان ملل، ايالت استراليا و... كه با سخنان ايدئولوژيك دكتر احمدي نژاد آزرده خاطر شده اند. از آنجايي كه در شرايط قبل از 3 تير به هيچ وقت اين حرفا نبود. لازم است اعضاي حزب مشاركت ومجاهدين طي يك مهماني در يكي از باغهاي اطراف تهران به دلجويي از اين افراد بپردازند.

اما از سخنان مير حسين موسوي چند برداشت مي كنم:

۱- ايشان تازه متولد شده اند. همانطور كه به امثال ما نسل بعد از انقلاب  مي گويند، به امثال مير حسين موسوي نيز بگوييم نسل بعد از سوم تير

۲- ايشان در ايران يا حتي كره زمين سكونت نداشته اند و بعد از سو م تير به ايران بازگشته اند.

۳- ايشان تا قبل از اين به خاطر گوشه گيري سياسي خود دست به تحريم كليه رسانه هاي صوتي- تصويري و نوشتاري زده اند وبه هيچ وجه پيگير مسائل كشور نبوده اند.

۴- شايد ايشان واقعا مير حسين موسوي نبوده اند. شايد هم اشكال كار از مهران مديري و مسعود شصتچي باشد.

آخرين اخبار حاكي از راه اندازي ستاد «حاميان عكس امام» حكايت دارد. اعضاي اين ستاد كه علاقه وافري به عكس امام و عكس با امام دارند در بسياري موارد نيز به خوبي ثابت كرده اند كه عكس امام و خط مشي وي عمل مي كنند. اعضاي اين ستاد در بسياري موارد براي اثبات خط امامي بودن خود، بربسياري تفكرات امام راحل خط بطلان كشيده اند. البته اين خط بطلان كشيدنها از جنس خط بطلانيست كه روشنفكرنمايان اين گروه بر قوانين واصول ديني مي كشند. در پي تماس خبرنگار ما با چند تن از اعضاي اين ستاد هنوز مشخص نشده كه اين جماعت در خط كدام امامند؟ امام محمد غزالي، امام قلي اف و... ولي گويا هرچه هستند خط حضرت روح الله نيستند.


 منبع: وبلاگ ادواردو



داغ یک ساله

عماد فیاض مغنیه معروف به حاج رضوان در شامگاه سه شنبه 23 بهمن ماه 1386  بر اثر انفجار خودرو در منطقه مسکونی «کفرسوسه» واقع در دمشق پایتخت سوریه در 46 سالگی به شهادت رسید.

     شهید مغنیه فرمانده ارشد حزب الله، که بیشترین تعداد عملیات علیه رژیم صهیونیستی در جهان را به نام خود ثبت کرده است، در ماه ژوئیه سال 1962(تیر 1341) در شهر «صور» دیده به جهان گشود.
شهید مغنیه در اوایل دهه 80 میلادی به نیروی 17 شاخه نظامی جنبش آزادی بخش فلسطین پیوست که نیرویی ویژه برای حفاظت از مبارزانی مانند «ابوعمار» و «ابوجهاد» بود.
با خروج مبارزان فلسطینی و سازمان آزادی بخش از لبنان، مغنیه به صفوف رزمندگان مقاومت اسلامی (جنبش امل) پیوست که از سوی امام موسی صدر و شهید چمران تاسیس شده بود اما شهید مغنیه پس از اجرای موفقیت آمیز چند عملیات، به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپایه حزب الله منصوب و پس از آن، به عنوان مسئول عملیات ویژه حزب الله انتخاب شد.

 

****

 
مادر شهید مغنیه در نخستین سالگرد شهادت فرزندش گفت،...

بقيه اش را هم بخوانيد

رحیم مشایی: از ساخت هر فيلمى حمايت مى کنيم!!

 
به قلم اسرافیل چیزبل برگ
 
حاج اسفندیار رحیم مشایی، معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث گردشگری و صنایع فرهنگی درست در شب اختتامیه جشنواره فیلم فجر بعد از اینکه کارت ورود به تالار اختتامیه را گیر نیاورد با هیئتی همراه و متشکل از 11 نفر از بچه های ستاد و رفقای حاجی به سینما فلسطین آمد و جان تازه ای به سینمای اهالی رسانه بخشید. وی در جمع منتقدان و مطبوعاتی ها ساعاتی به گپ و گفتگو و خوردن تن ماهی مثقالی، آب میوه پاکتی و شیرینی و نسکافه غیر نستله پرداخت.
وی که از فیلم اخراجی های 2 بسیار به وجد آمده بود، گفت: ساخت این فیلم نه تنها می تواند باشد بلکه می تواند بماند. وی که این جملات را به همراهش می گفت، ادامه داد: واقعا تازه خیلی هم خوب است که می تواند باشد هم می تواند بماند و چرا که نه...
خبرنگاران با محاصره اسفندیار از او سوالاتی مطرح کردند که اولین سوال با این مضمون بود: چرا اینقدر کم پیدا شدین؟ رحیم مشایی گفت: من خیلی هم پیدام؛ ببین! ولی اگر منظور شما این است که چرا کم حرف شدم به این خاطر است که گفته اند برای حنجره ات خوب نیست؛ آن هم صحبت  کردن در جمعیت و در میان خبرنگاران؛ توصیه اکید «دکتر» بوده است که حرف زدن برای ریه هایم خوب نیست.
خبرنگار الشرق الاوسط چاپ سه راه آذری پرسید: این درست است که شما فامیل رییس جمهور هستین؟ که مشایی گفت: ما الان در یک محل فرهنگی هستیم از این سوالات نپرسید. این سوالات برای یک فضای تاریخی - اجتماعی خوبه. وی اضافه کرد: بگذارید من یک خاطره ای بگویم؛ ما در سفر به کشور هلند متوجه شدیم که هلندی ها به گل  خیلی علاقه دارند؛...

بقيه اش را هم بخوانيد

تحصن عجولانه

سلام

مطلب قبلی در مورد باغ قلهک به مباحثی کشید که اگه قسمت نظراتش رو مطالعه فرموده باشید در جریان جزئیاتش هستید.

سیر صحبتها به سمت و سویی رفت که نیاز دیدم در مورد تحصن در فرودگاه هم مطلبی بنویسم. البته اینها فقط نظرات شخصی بنده ست. 

اول در مورد نظرات مطلب قبلی چند مورد رو باید اشاره کنم:

۱.دوستی که گفته بود ایران در مورد شکستن شیشه های سفارت انگلستان چند میلیارد دلار غرامت پرداخت کرده آیا واقعا معنای واژه های  میلیارد   دلار  و  غرامت رو میدونه؟ مقدار بودجه ی سالانه ایران رو هم اطلاع داره؟

۲.تا کی می خوایم برای اینکه خبرگزاری های خارجی مارو  محکوم نکنن و کارامونو با غلو و مبالغه منعکس نکنن، مصلحت اندیش و محافظه کار باشیم؟ آیا حرف رهبری برای من و شمای ولایی کافی نیست؟

۳.مغلطه و سفسطه در بحث غیر از ایجاد جدل سودی نداره. انتقاد از دولت یا هر شخص و گروه دیگه ای جا و مکان داره و انتقاد بی هدف فقط باعث موضع گیری در مقابل شخص انتقادکننده میشه.

۴.مقایسه بسیجی های دوران خاتمی و احمدی نژاد هم مقایسه ی جالبی نیست. بسیجی هر دوره ای اگه کار اشتباه نجام بده باید بهش انتقاد کرد. و نباید فراموش کرد که کار اون دوره رو نمیشه در این دوره هم ادامه داد. مقتضیات زمان و رهنمودهای مقتدا رو باید مد نظر قرار داد.

۵.تعیین جایزه برای سر حسنی مبارک، اونهم با فروش کلیه! هم از اون حرفاس. اگه حکم دادن در مورد ارتداد و محدور الدم دونستن افراد رو به ولی فقیه واگذار کنیم بهتره.

برسیم به تحصن در فرودگاه،

بعد از پیام مقام معظم رهبری اقشار مختلف با اقدامات گوناگون به رهبرشون لبیک گفتند و آمادگیشون رو برای اجرای فرامین ایشون اعلام کردن. در این بین دانشجو ها نقش عمده ای رو داشتن که یکی از اقداماتشون ((تحصن در فرودگاه))ها بود.

این اقدام که با هدف اعلام آمادگی برای اعزام به غزه و لبیک به رهبر بوده و علاوه بر فرودگاه مهرآباد تهران در چند فرودگاه دیگه کشور(از جمله تبریز، یزد و بوشهر) شروع شده بود و تا چند روز هم ادامه داشت که با حضور نماینده دفتر رهبری در جمع متحصنین به پایان رسید...

---------------------------------------------------------------

از اینجا به بعد یه کم لحن صحبت رو عوض می کنم و پیاز داغ انتقادیش رو بیشتر.

حول و حوش این قضیه حرف زیاده. صحبتهای آقای سعید قاسمی در فرودگاه رو هم شنیدم. حرفای جدیدی نمی زدند  ولی یکی باید به ایشون و بقیه ی متحصنین بگه که

 آیا تجمع تو فرودگاه نامعقولانه نبود؟

 چرا؛ چون،

۱. اگه حرکت نمادین بود که این همه موندن و وقت و هزینه صرف کردن نمی خواست. اونم وقت امتحانای دانشگاه.

۲.اگر هم نمادین نبود و به قول خود حاج سعید منتظر بودند که راه باز بشه و برن غزه که دیگه بدتر! چرا؛ چون حرفشون زور بود. میگن آقا مارو بفرستید غزه...

اولا شما کدامتون پاسپورت دارید؟ کدامتون ویزا گرفتید؟ کدامتون پول بلیط رو می دید؟و...

ثانیا تو کدوم فرودگاه می خواید فرود بیاید؟ با کدام هواپیما می خواید بپرید؟و...

ثالثا می خواید برید غزه چی کار؟؟ می خواید بجنگید؟ بکشید یا کشته بشید؟ آخه خدا خیرتون بده کدامتون آموزش نظامی دیدید که میخواید برید در یک مبارزه ی کاملا نظامی شرکت کنید؟

رابعا اگه واقعا میخواد برید غزه، از فرودگاه های شهرستانهایی که بعضا فقط یه پرواز در هفته به تهران دارن می خواید برید غزه؟  حتی فرودگاه مهرآباد هم دیگه پرواز خارجی نداره.

و البته هزار دلیل دیگه.

حرف من اینه، اگر واقعا می خوایم بریم غزه و حرکت تنها یک حرکت نمادین نیست باید اصولی و منطقی کار کنیم. شوخیش میشه اینکه حداقل با پاسپورت ویزادار و پول بلیط، هممون جمع میشدیم فرودگاه امام خمینی(ره) و اعلام میکریم :((یک بیاد به ما آموزش نظامی بده، بعدش مارو دسته بندی نظامی بکنه، بعدش یه فرودگاه اطراف غزه پیدا بکنه که به هواپیمای حامل نظامی ها اجازه ی فرود بده بعدش... بعدش...))!

کی میخوایم باور کنیم که دانشجو باید یک گام جلوتر از عامه ی جامعه باشه. نباید کاری رو بکنه که عوامانه تلقی بشه. به قول فرمایش مقام معظم رهبری باید جزو خواص باشیم.

در میان تحصنات سراسر کشور به نظر شخص من فقط تحصن دانشجوهای شیرازی و تاحدودی هم تبریزی منطقی بود. چراکه بچه های شیراز در یک حرکت معقول در مقابل مقر سپاه استان جمع شدند و از اونا خواستن که براشون دوره های آموزش نظامی بذارن و سازماندهیشون بکنن. و البته به نتیجه هم رسیدن. تبریزی ها هم در فورودگاه با قول گرفتن از جانشین لشکر ۳۱عاشورا برای همکاری و تشکیل گردانهای استشهادی در همون روز اول به تحصنشون در فرودگاه پایان دادن.

در آخر هم شنیدیم که رهبرمون با تشکر کردن از متحصنین اعلام کردند:

 که فعلا امکانی برای اعزام نیرو به غزه نداریم...

 

والسلام  



عيار"همشهري" در محک اصولگرايي(1)

چندی پیش مقاله ای از آقای راسخ (از کارشناسان برجسته ی سیاسی و استاد مباحث گوناگون سیاسی) روی برخی خبر گزاری ها آمد. مطلب در مورد نقد یک روزنامه ی به ظاهر اصول گرا بود که با دلایل و مستندات کافی زمینه های انحراف آن از این مرام (اصولگرایی) و حتی تیشه به ریشه زدنش را آشکار می ساخت.

مناسب دیدم که دوستان حاج علا هم این مقاله را براندازی کنند.  

...   ...!

حسين راسخ- براستي چهره هاي پيچيده اي را که در پوشش اصولگرايي، در صدد مقابله با دولتي برمي آيند که بنا به فرموده مقام معظم رهبري احياکننده گفتمان امام و انقلاب است، به کدامين صفت بايد شناخت؟

از زمان دولت آقاي هاشمي رفسنجاني که گروهي خودرا کارگزاران سازندگي ناميدند و سپس در دولت دوم خرداد که برخي ديگر خودرا اصلاح طلب خواندند و صد البته که هر دوگروه به بهانه اصلاح طلبي، استحاله طلبي پيشه کردند و بر همين اساس براي ديگران نيز عناويني مانند راست، راست سنتي، راست ميانه، راست مدرن، محافظه کار، بنيادگرا و... جعل نمودند، جريانات مدافع اسلام ناب نيز براي اثبات پايبندي خود به اصول انقلاب ،عنوان اصولگرا را برگزيدند و البته هدفشان دفاع از همان اصولي بود که حضرت امام بر مبناي آنها نظام ستمشاهي را ساقط کرده و حکومت اسلامي را بنيان نهاده و اکنون اصلاح طلبان در صدد استحاله آنها برآمده بودند . مهمترين اصل مورد تاکيد حضرت امام و شاخصه اصلي حکومت ديني شيعه اصل ولايت فقيه بود که اصولگرايان در تئوري و عمل خود را ملزم به اثبات و پيروي از آن ميدانستند و ميدانند. البته اصولگرايان نيز يکدست باقي نماندند. برخي با همان اعتقاد و ايمان اوليه بر اصول اسلام ناب پاي فشردند و در جهت دفاع از دستاوردهاي انقلاب وامام و اصل ولايت فقيه و فقيه داراي ولايت يعني حضرت آيت الله العظمي خامنه اي تلاش مي کردند، برخي ديگر به دنبال ولي فقيه ديگري رفتند!! برخي به تدريج مرعوب وضع موجود شده و تحت تاثير تبليغات سنگين و عمليات رواني گسترده استحاله طلبان به سمت اصلاح طلبان متمايل شدند. برخي ديگر تا پايان حاکميت اصلاح طلبان، اصولگرا باقي ماندند ولي در انتهاي اين مسير بر اثر برخي منافع مالي يا انگيزه ها و عقده هاي دروني و يا بر اثر بي اطلاعي و عدم تحليل صحيح از ماهيت واقعي جريانات و وقايع، مخالفت با دولت اصولگرا را آغاز کردند. اما اين مخالفين همچنان از عنوان"اصولگرا" براي خود استفاده کرده و مي کنند!.در اين حال طبيعي است که خطر اين نوع بظاهر اصولگرايان به مراتب از اصلاح طلبان بيشترباشد زيرا هر مخالفي مي تواند به راحتي خود را اصولگرا جا زده و در پناه اين نوع اصولگرايان مخالف، سنگر گرفته و بر عليه اصولگرايي فعاليت نمايد. براستي چهره هاي پيچيده اي را که در پوشش اصولگرايي، در صدد مقابله با دولتي برمي آيند که بنا به فرموده مقام معظم رهبري احياکننده گفتمان امام و انقلاب است، به کدامين صفت بايد شناخت؟ بخصوص اگر اين جريان، مخالف رهنمودهاي ولي فقيه نيز عمل نمايد؟ همان ولي فقيهي که اينان به دليل پيروي از او خود را اصولگرا مي خوانند؟
اکنون با اين مقدمه و ضمن توجه به يکي از فرمايشات مقام معظم رهبري ميزان پايبندي روزنامه همشهري ،رسانه برخي جريان هاي مدعي اصولگرايي به رهنمودهاي معظم له، سنجيده خواهد شد.
در روزنامه همشهري، پنجشنبه 16آبان 1387، شماره 4692، صفحه اول از قول مقام معظم رهبري در ديدار با دست اندرکاران حج چنين مي خوانيم:
" حضرت آيت ا... خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به تلاش برخي افراد براي سياه نمايي در فضاي جامعه و ايجاد اغتشاش ذهني و ترديد در مردم... و با اظهار ناخرسندي شديد از فضاي تبليغاتي و مطبوعاتي کشور افزودند که اين فضاي بي بندو باري در حرف زدن و اظهار نظر عليه دولت، مسائلي نيست که خداوند به آساني از آن بگذرد."
حال بايد ديد روزنامه اي که منسوب به برخي جريانات مدعي اصولگرايي است و اين فرمايشات عتاب گونه رهبري خطاب به مطبوعات را چاپ نموده، آيا اولا خود مصداق اين بي بند و باري مطبوعاتي هست يا خير و ثانيا بعد از دريافت موضع مقام معظم رهبري آيا روش خود را تصحيح نموده و به رهنمودهاي ايشان پايبندي نشان داده يا خير؟ و در صورت منفي بودن پاسخ، آيا هنوز هم مي توان نام اين جريان را اصولگرا ناميد؟
روزنامه مورد بررسي، همشهري، چهارشنبه 22آبان87 شماره 4697 است. يعني درست يک هفته بعد از اعتراض مقام معظم رهبري به سياه نمايي دولت نهم.
ابتدا تيتر هاي صفحه اول،
تيتر بزرگ: پيشنهاد سقف350هزار توماني براي معافيت مالياتي حقوق
تيتر دوم: عکس بزرگ : زمستان امسال پربار است.
تيتر سوم: آلودگي آب شرب در تهران.
تيتر چهارم: بورس، کابوس شاخص 4رقمي
صفحه سوم:
- نيترات در آب شرب
- شبکه فاضلاب در تعويق 100ساله
...


بقيه اش را هم بخوانيد

تا کی می خواهیم در خواب غفلت خود بمانیم؟

از همه ی دوستان تقاضا می کنم این مطلب رو از وبلاگ رصد خانه مطالعه کنند.

قبلا ممنون.

تا کی می خواهیم در خواب غفلت خود بمانیم؟




خبر فوری

توطئه بازماندگان جريان اصلاحات در دانشگاه علامه عليه يك استاد ارزشي

بازماندگان جريان اصلاحات در دانشگاه علامه در يك پروسه آرام در تلاش براي حذف استادان ارزشي، در كنار شكايت از يك استاد انقلابي اين دانشگاه در دادگاه، زمينه‌هاي بازنشستگي وي را فراهم كردند .

 

http://allameh-top-news.blogfa.com/