حاج علا
پس کوچه ی درد نویسان...
/* /*]]>*/سلام سید حمید روحانی را چند سالی هست که می شناسم. آنقدر شیرین و منطقی صحبت می کند که همان بار اول مکالمه ی تلفنی مجذوبش شدم. همیشه هم حرفهایش سریع تر و جودانه تر از بقیه در دلم ریشه می دواند. دو سال پیش که حضوری سراغش رفتیم هرگز فکر نمی کردم ما را به شاگردی بپذیرد... ولی پذیرفت! مقدمه کافی است! استاد محکم حرف می رند. نامه اش به کروبی غوغایی بود برای ما. سخنرانی اخیرش هم مثل همیشه بهتر از قبل. من خواندم، شما هم بخوانید و اگر نپسندیدید، مانند او مستند پاسخ دهید. دکتر سید حمید روحانی: آدمی که شهوت قدرت وجودش را گرفته پیرو خط امام است؟... وقتی رأی نمیآورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود دکتر سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر و از یاران و نزدیکان امام خمینی از ابتدای نهضت و نویسنده ی کتاب ارزشمند «نهضت امام خمینی»، در سخنان مهمی به تبیین شاخصه های خط امام و ارتباط آن با مدعیان امروزی آن پرداخت. گزیده ای از سخنان ایشان: - امروز با شعار خط امام سعی میکنند خط امام را بیرهرو سازند. اما این توطئه هم مانند توطئههای دیگر با شکست مواجه میشود. - اما کسانی که دنبال «منیت» اند، وقتی رای نمیآورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود. آدمی که شهوت قدرت سراسر وجودش را گرفته، سهم و میراث از انقلاب میخواهد، پیرو خط امام است؟...

(ادامه در مطلب بعد)
دکتر سید حمید روحانی:
آدمی که شهوت قدرت وجودش را گرفته پیرو خط امام است؟...
وقتی رأی نمیآورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود
دکتر سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر و از یاران و نزدیکان امام خمینی از ابتدای نهضت و نویسنده ی کتاب ارزشمند «نهضت امام خمینی»، در سخنان مهمی به تبیین شاخصه های خط امام و ارتباط آن با مدعیان امروزی آن پرداخت.
گزیده ای از سخنان ایشان:
- امروز با شعار خط امام سعی میکنند خط امام را بیرهرو سازند. اما این توطئه هم مانند توطئههای دیگر با شکست مواجه میشود.
- اما کسانی که دنبال «منیت» اند، وقتی رای نمیآورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود. آدمی که شهوت قدرت سراسر وجودش را گرفته، سهم و میراث از انقلاب میخواهد، پیرو خط امام است؟
- علت العللی که تا سال 42 نهضتشان را شروع نکردند، پیروی از ولایت فقیه بود. حضرت امام پیش آقای بروجردی می رفتند، انتقاد و اعتراضشان را میگفتند اما چیزی بروز نمیدادند. حالا آنهایی که جاهایی که مغایر نفسانیتشان است رو به روی مقام معظم رهبری میایستند، خط امامیاند؟ حتی آنهایی که وقتی به قدرت میرسند، نامهی مقام معظم رهبری در برداشتن کسی را نادیده میگیرند، به آنها هم باید هشدار داد.
- زمان رضاخان کار زیادی کردند برای باستانگرایی و وطن پرستی! همین شد که غربیها که قرنها نتوانسته بودند دنیای اسلام را شکست دهند، اما با ضعیف کردن اتحاد اسلامی شکست نصیب شد. اما امام با وحدت اسلامی و اتحاد پیروزی را کسب کرد.
- امروز دشمن با شعار ایران، ایران، مقابل اسلامی میخواهند ما را شکست دهند. در همین برنامههاست که شعار نه غزه نه لبنان ساخته میشود.
- اصلا فرض کنیم مسلمان نیستیم و حدیث پیامبر را نشنیدهایم که اگر صدای یاری طلبی مسلمی را بشونیم و یاری نکنیم، مسلمان نیستیم. فرض کنیم انسان هم نیستیم و از روی عواطف انسانی نیز نخواهیم به آنها کمک کنیم. اما فکر کردید صهیونیستها عاشق شن و خاک فلسطیناند؟ آنهایی که تمام عمرشان پی پول بوده اند، بوی نفت در خاورمیانه آنها را به یاد ارض موعود انداخت! دلیل آنکه امروز به ما تعدی نمیکنند آن است که در خط مقدم گیر کرده اند. حمایت از فلسطین، حمایت از ایران است.
- حمله به عراق و افغانستان مقدمه حمله به ایران بود. حتی جنگ 33 روزه ساختن حاشیه امن برای صهیونیستها در صورت حمله به ایران بود. تا نکند موشکهای حزب الله به تلافی حمله به ایران صهیونیستها را مورد هجوم قرار دهد...
وقتي در نخستين روزهاي خلافت اميرالمومنين علي(ع)، طايفه اي از سابقون و ياران نخستين اسلام با اجتماع گرد يكي از همسران پيامبر(ص)، حزبي در «درون نظام و در مقابل امام» تشكيل دادند و با به راه انداختن جنگ جمل، بر امام معصوم و خليفه حق شوريدند، ابرهاي فتنه، آسمان جامعه مسلمين را دربر گرفت و مردم، بر سر دوراهي انتخاب سختي قرار گرفتند. دوباره از ناي علي(ع)، نداي دعوت مردم به جهاد شنيده مي شد اما اين بار نه در برابر كفار و مشركين، كه در مقابل مسلماناني با سابقه، افرادي با ظاهري ديني و حتي نزديكان پيامبر! كساني كه حاكميت دولت جديد را به منزله پايان سلطه خود بر بيت المال مسلمين مي دانستند، كساني كه برپايي دولت عدالت محور علوي را پايان دولت هزار فاميل مي دانستند و بالاخره كساني كه به زعم خود «احساس خطر كرده بودند» و مي آمدند تا با ادعاي حفظ دين اسلام، از استقرار دولت جديد كه با شعار «عدالت» بر سر كار آمده بود، به هر شكل ممكن جلوگيري كنند. حتي در آن سپاه مسلمانان با سابقه اي بودند كه چندي قبل براي تشكيل حكومت علوي تلاش كرده بودند و اكنون كه علي(ع) سهمي از حاكميت به آنها نداده بود، به جبهه مقابل پيوسته بودند! فتنه پيچيده اي شكل گرفته بود. جمع كثيري از مردم، صف آراستگان در مقابل امام را مي شناختند. بخاطر داشتند كه آنان سرداران جنگ و اميران و حاكمان پس از جنگ هستند. سوابق درخشان برخي از ايشان درصدر اسلام و خدماتي كه به اسلام كرده بودند، نبرد با ايشان را دشوار كرده بود. اتهام برادركشي و ناديده گرفتن خدمات ياران ديروز، علي(ع) را در تجهيز سپاه با مشكل مواجه كرده بود. حتي از درون اردوي حضرت نيز چنين زمزمه هايي شنيده مي شد. در وصف همان زمان است كه، حضرت فرمودند: «همانا فتنه ها چون روي آورد، باطل را بصورت حق آرايد و چون پشت كند حقيقت چنانكه هست رخ نمايد.»(1) بزنگاه تاريخي مهمي شكل گرفته بود. علي بايد بين «حق و مدعيان حق» بين «مصلحت اسلام و مصلحت طبقه اي ويژه از مسلمين» و بين «جلب رضايت خدا و رضايت خواص» يكي را برمي گزيد. تصميم دشواري بود. اصل تشكيل حكومت عدالت محور علوي، در جامعه اسلامي آن روز انقلاب بزرگي بود كه «خيلي ها» تاب آن را نداشتند و اكنون مي رفت تا انقلاب ديگري شكل بگيرد و يا انحرافي بنيان كن براي هميشه در پيكره اسلام نهادينه شود. علي(ع) اما «اسدالهي» بود كه از درنده خويان نمي هراسيد و عدالتخواهي كه به ويژه خواران تمكين نمي كرد. نيك مي دانست كه در سايه سالها دوري حاكمان از اسلام ناب محمدي(ص)، «مبارزان و مجاهدان ديروز» به «ارباب ثروت و سرمايه» بدل شده اند. مي دانست كه طلاهاي برخي ياران ديروز انقلاب را امروز بايد با تبر تقسيم كرد و البته همزمان در جامعه اسلامي جمعي از مردم گرسنه اند. مي دانست كه در سايه اين ثروت نامشروع، توان بسيج رجاله ها و اراذل و اوباش براي ايشان فراهم است. اما «مولا» تصميم تاريخي اش را گرفت. به همه ثابت كرد كه در اجراي قانون الهي، هيچ تعارفي ندارد و با كسي «عقد اخوت» نبسته است. ثابت كرد كه سابقه كسي، برايش مصونيت نمي آورد و مصلحت اسلام از مصلحت تمام افراد و گروهها و حتي نزديكترين ياران پيامبر(ص) بالاتر است. پس، فريب خوردگان را اندرز داد تا به دامن اسلام بازگردند. آنگاه بر آنان كه امنيت شهرها را مختل كرده بودند و مردم را به شورش و نافرماني دعوت مي كردند و بر «خروج بر امام» اصرار داشتند مردانه و بي محابا حمله آورد و سپاه جمل را تارومار كرد. سپس فرمود: «اي مردم، من چشم فتنه را در آوردم پس از آنكه موج تاريكي آن برخاسته بود و گزند آن، همه جا را فرا گرفته بود و كسي جز من جرات و دليري اين كار را نداشت» (2) فرمايشي كه در هيچ جنگ ديگري از آن حضرت شنيده نشد و درسي جاويد براي هميشه تاريخ به يادگار گذاشت كه «حق را به حق بشناسيم نه به افراد، حق را بشناسيم و آنگاه افراد را بدان محك بيازماييم.»
منبع: کیهان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1و2-خطبه 93 نهج البلاغه كه حضرت علي(ع) پس از جنگ جمل ايراد فرمودند.
کاریکاتور مودبانه از طرف مهندس میر حسین موسوی
تقدیم به همه ملت شریف ایران

مدیر مسئول : مهندس میر حسین موسوی
لینک این صفحه از روزنامه کلمه سبز :
http://kalemehsabz.com/1388/3/19/KalemehSabz/18/Page/11/?NewsID=1171
لینک برش مطبوعاتی این مطلب از سایت کلمه سبز:
http://kalemehsabz.com/1388/3/19/KalemehSabz/18/Page/11/KalemehSabz_18_11_1171_NewsCut.jpg
بنام خدا
این مطلب یک طنز تلخ می باشد:
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در حالی وارد روزهای بحرانی می شود که خیلی ها فکر می کردند با اعلام کاندیداتوری خود می توانند خواب را بر مخالفان آشفته کنند. اما در نهایت از آن«پویش» تنها یک «سوزش» نصیب خود و فعالین ستادهایشان نمودند. شاید علت این «سوزش» ناشی از «لرزش»ی بود که به خاطر استقبال مردم یزد از دکتر احمدی نژاد ايجاد شد. به گزارش «یارو نیوز» حاکیست که کارشناسان علت استقبال شدید مردم از دولت نهم را مهارت آشپز همراه هیات دولت دانسته اند. در حال حاضر چند تن از ستادهایی که قول داده اند از این به بعد مردمی باشند، به شدت در پي استخدام اين آشپز مي باشند. در اين دوره ثابت شد كه به عمل كار برآيد به سخنراني نيست وبهتر است مردان عمل به كار وكوشش بپردازند و مردان حرف نيز در پي سخنراني ونصيحت گرگهاي گرسنه!!!!!
مير حسين موسوي نيز به شدت منتقد سياستهاي ۴ سال اخير انقلاب اسلامي!!!!! شده است و عده اي اعلام كرده ( البته برخي نخبگان نيز قبلا اين پيشنهاد را داده بودند): بهتر است دولت به فضايي برگردد كه تحويل دولت نهم داده شد. در اين راستا پيشنهاداتي داريم كه اميدواريم آقايان براي بازگشت به خط امام اصيل!!!!، مبارزه با پوپوليسم!!!! و.. بدان عمل نمايند:
۱- تخريب پروژه راه آهن شيراز- اصفهان ونابودي كليه تونلها وپلهاي ساخته شده در ۴ سال دولت نهم
۲- تخريب جاده ارتباطي شيراز- كازرون و۶ تونل در مسير تا ديگر كسي هوس نكند با ساخت جاده مواصلاتي به افزايش مطالبات مردم دامن بزند
۳- بازگرداندن مردم روستاي مكشوفه!!! در جيرفت به دوران ماقبل سوم تير( مشابه دورانهاي ژوراسيك وعصر مفرغ) تا ديگر فردا اين مردم از دولتمردان تقاضاهاي سنگين نداشت هباشند
۴- قطع آب كليه روستاهاي لوله كشي شده در دوران دولت نهم. زير طبق اطلاعات كارشناسي برخي نخبگان، از آنجايي كه براثر دعاهاي فراوان هنوز آثار مرگ احمدي نژاد مشاهده نشده است بهتر است براي مرگ راي دهندگان دعا كرد. ضمنا قطع خطوط تلفن وبرق نيز همزمان انجام شود.
۵- به زندان بازگردانده شدن كليه بدهكاران ديه زنداني كه در دولت نهم آزاد شده اند. نخبگان عزيز مي توانند با وعده آزاد سازي اين زندانيان تا ۱۰ سال آينده، آنها را به ماندن در زندان راضي كنند.
۶- بمباران كليه تاسيسات هسته اي كه در دولت فعلي راه اندازي شد. ضمنا مي توان با ريختن زباله وفاضلاب به آلودگي آب سنگين اراك كمك كرد تا اين آب مجبور شود رژيم غذايي بگيرد وسبك شود.
۷- آزادي كليه تيمهاي جاسوسي كه دستگير شده اند و ارائه اطلاعات صحيح وكامل به آنان( زيرا آقايان با دروغ مخالفند واز طرفي دانستن حق دشمنان نظام است).
۸- تخريب كليه بيمارستانهاي ساخته شده و يا بازگرداندن ساختمان آنها به پيشرفتهاي شگفت انگيز ۱۵٪ طي ۱۰ سال و... ضمنا از مردم عزيز به خاطر اينكه الكي در استاديومها معطل شده اند كمال معذرت خواهي را داشته باشند. همچنين طي يك مراسم باشكوه در موسسه چلچراغ يا شب يلدا و.. كليه نامه هاي ارسالي مردم به نهاد رياست جمهوري را به دقت پاره پاره و ريزريز كنند تا فضا به دوران قبل از سوم تير بازگردد.
9- عذرخواهي رسمي از كليه مقامات رژيم اشغالگر، آمريكا، ايالت كانادا، اعضاي شوراي ضد امنيت سازمان ملل، ايالت استراليا و... كه با سخنان ايدئولوژيك دكتر احمدي نژاد آزرده خاطر شده اند. از آنجايي كه در شرايط قبل از 3 تير به هيچ وقت اين حرفا نبود. لازم است اعضاي حزب مشاركت ومجاهدين طي يك مهماني در يكي از باغهاي اطراف تهران به دلجويي از اين افراد بپردازند.
اما از سخنان مير حسين موسوي چند برداشت مي كنم:
۱- ايشان تازه متولد شده اند. همانطور كه به امثال ما نسل بعد از انقلاب مي گويند، به امثال مير حسين موسوي نيز بگوييم نسل بعد از سوم تير
۲- ايشان در ايران يا حتي كره زمين سكونت نداشته اند و بعد از سو م تير به ايران بازگشته اند.
۳- ايشان تا قبل از اين به خاطر گوشه گيري سياسي خود دست به تحريم كليه رسانه هاي صوتي- تصويري و نوشتاري زده اند وبه هيچ وجه پيگير مسائل كشور نبوده اند.
۴- شايد ايشان واقعا مير حسين موسوي نبوده اند. شايد هم اشكال كار از مهران مديري و مسعود شصتچي باشد.
آخرين اخبار حاكي از راه اندازي ستاد «حاميان عكس امام» حكايت دارد. اعضاي اين ستاد كه علاقه وافري به عكس امام و عكس با امام دارند در بسياري موارد نيز به خوبي ثابت كرده اند كه عكس امام و خط مشي وي عمل مي كنند. اعضاي اين ستاد در بسياري موارد براي اثبات خط امامي بودن خود، بربسياري تفكرات امام راحل خط بطلان كشيده اند. البته اين خط بطلان كشيدنها از جنس خط بطلانيست كه روشنفكرنمايان اين گروه بر قوانين واصول ديني مي كشند. در پي تماس خبرنگار ما با چند تن از اعضاي اين ستاد هنوز مشخص نشده كه اين جماعت در خط كدام امامند؟ امام محمد غزالي، امام قلي اف و... ولي گويا هرچه هستند خط حضرت روح الله نيستند.
منبع: وبلاگ ادواردو
عماد فیاض مغنیه معروف به حاج رضوان در شامگاه سه شنبه 23 بهمن ماه 1386 بر اثر انفجار خودرو در منطقه مسکونی «کفرسوسه» واقع در دمشق پایتخت سوریه در 46 سالگی به شهادت رسید.
****

سلام
مطلب قبلی در مورد باغ قلهک به مباحثی کشید که اگه قسمت نظراتش رو مطالعه فرموده باشید در جریان جزئیاتش هستید.
سیر صحبتها به سمت و سویی رفت که نیاز دیدم در مورد تحصن در فرودگاه هم مطلبی بنویسم. البته اینها فقط نظرات شخصی بنده ست.
اول در مورد نظرات مطلب قبلی چند مورد رو باید اشاره کنم:
۱.دوستی که گفته بود ایران در مورد شکستن شیشه های سفارت انگلستان چند میلیارد دلار غرامت پرداخت کرده آیا واقعا معنای واژه های میلیارد دلار و غرامت رو میدونه؟ مقدار بودجه ی سالانه ایران رو هم اطلاع داره؟
۲.تا کی می خوایم برای اینکه خبرگزاری های خارجی مارو محکوم نکنن و کارامونو با غلو و مبالغه منعکس نکنن، مصلحت اندیش و محافظه کار باشیم؟ آیا حرف رهبری برای من و شمای ولایی کافی نیست؟
۳.مغلطه و سفسطه در بحث غیر از ایجاد جدل سودی نداره. انتقاد از دولت یا هر شخص و گروه دیگه ای جا و مکان داره و انتقاد بی هدف فقط باعث موضع گیری در مقابل شخص انتقادکننده میشه.
۴.مقایسه بسیجی های دوران خاتمی و احمدی نژاد هم مقایسه ی جالبی نیست. بسیجی هر دوره ای اگه کار اشتباه نجام بده باید بهش انتقاد کرد. و نباید فراموش کرد که کار اون دوره رو نمیشه در این دوره هم ادامه داد. مقتضیات زمان و رهنمودهای مقتدا رو باید مد نظر قرار داد.
۵.تعیین جایزه برای سر حسنی مبارک، اونهم با فروش کلیه! هم از اون حرفاس. اگه حکم دادن در مورد ارتداد و محدور الدم دونستن افراد رو به ولی فقیه واگذار کنیم بهتره.
برسیم به تحصن در فرودگاه،

بعد از پیام مقام معظم رهبری اقشار مختلف با اقدامات گوناگون به رهبرشون لبیک گفتند و آمادگیشون رو برای اجرای فرامین ایشون اعلام کردن. در این بین دانشجو ها نقش عمده ای رو داشتن که یکی از اقداماتشون ((تحصن در فرودگاه))ها بود.
این اقدام که با هدف اعلام آمادگی برای اعزام به غزه و لبیک به رهبر بوده و علاوه بر فرودگاه مهرآباد تهران در چند فرودگاه دیگه کشور(از جمله تبریز، یزد و بوشهر) شروع شده بود و تا چند روز هم ادامه داشت که با حضور نماینده دفتر رهبری در جمع متحصنین به پایان رسید...
---------------------------------------------------------------
از اینجا به بعد یه کم لحن صحبت رو عوض می کنم و پیاز داغ انتقادیش رو بیشتر.
حول و حوش این قضیه حرف زیاده. صحبتهای آقای سعید قاسمی در فرودگاه رو هم شنیدم. حرفای جدیدی نمی زدند ولی یکی باید به ایشون و بقیه ی متحصنین بگه که
آیا تجمع تو فرودگاه نامعقولانه نبود؟

چرا؛ چون،
۱. اگه حرکت نمادین بود که این همه موندن و وقت و هزینه صرف کردن نمی خواست. اونم وقت امتحانای دانشگاه.
۲.اگر هم نمادین نبود و به قول خود حاج سعید منتظر بودند که راه باز بشه و برن غزه که دیگه بدتر! چرا؛ چون حرفشون زور بود. میگن آقا مارو بفرستید غزه...
اولا شما کدامتون پاسپورت دارید؟ کدامتون ویزا گرفتید؟ کدامتون پول بلیط رو می دید؟و...
ثانیا تو کدوم فرودگاه می خواید فرود بیاید؟ با کدام هواپیما می خواید بپرید؟و...
ثالثا می خواید برید غزه چی کار؟؟ می خواید بجنگید؟ بکشید یا کشته بشید؟ آخه خدا خیرتون بده کدامتون آموزش نظامی دیدید که میخواید برید در یک مبارزه ی کاملا نظامی شرکت کنید؟
رابعا اگه واقعا میخواد برید غزه، از فرودگاه های شهرستانهایی که بعضا فقط یه پرواز در هفته به تهران دارن می خواید برید غزه؟ حتی فرودگاه مهرآباد هم دیگه پرواز خارجی نداره.
و البته هزار دلیل دیگه.
حرف من اینه، اگر واقعا می خوایم بریم غزه و حرکت تنها یک حرکت نمادین نیست باید اصولی و منطقی کار کنیم. شوخیش میشه اینکه حداقل با پاسپورت ویزادار و پول بلیط، هممون جمع میشدیم فرودگاه امام خمینی(ره) و اعلام میکریم :((یک بیاد به ما آموزش نظامی بده، بعدش مارو دسته بندی نظامی بکنه، بعدش یه فرودگاه اطراف غزه پیدا بکنه که به هواپیمای حامل نظامی ها اجازه ی فرود بده بعدش... بعدش...))!
کی میخوایم باور کنیم که دانشجو باید یک گام جلوتر از عامه ی جامعه باشه. نباید کاری رو بکنه که عوامانه تلقی بشه. به قول فرمایش مقام معظم رهبری باید جزو خواص باشیم.
در میان تحصنات سراسر کشور به نظر شخص من فقط تحصن دانشجوهای شیرازی و تاحدودی هم تبریزی منطقی بود. چراکه بچه های شیراز در یک حرکت معقول در مقابل مقر سپاه استان جمع شدند و از اونا خواستن که براشون دوره های آموزش نظامی بذارن و سازماندهیشون بکنن. و البته به نتیجه هم رسیدن. تبریزی ها هم در فورودگاه با قول گرفتن از جانشین لشکر ۳۱عاشورا برای همکاری و تشکیل گردانهای استشهادی در همون روز اول به تحصنشون در فرودگاه پایان دادن.
در آخر هم شنیدیم که رهبرمون با تشکر کردن از متحصنین اعلام کردند:
که فعلا امکانی برای اعزام نیرو به غزه نداریم...
والسلام
چندی پیش مقاله ای از آقای راسخ (از کارشناسان برجسته ی سیاسی و استاد مباحث گوناگون سیاسی) روی برخی خبر گزاری ها آمد. مطلب در مورد نقد یک روزنامه ی به ظاهر اصول گرا بود که با دلایل و مستندات کافی زمینه های انحراف آن از این مرام (اصولگرایی) و حتی تیشه به ریشه زدنش را آشکار می ساخت.
مناسب دیدم که دوستان حاج علا هم این مقاله را براندازی کنند.
...
...!
حسين راسخ- براستي چهره هاي پيچيده اي را که در پوشش اصولگرايي، در صدد مقابله با دولتي برمي آيند که بنا به فرموده مقام معظم رهبري احياکننده گفتمان امام و انقلاب است، به کدامين صفت بايد شناخت؟
اکنون با اين مقدمه و ضمن توجه به يکي از فرمايشات مقام معظم رهبري ميزان پايبندي روزنامه همشهري ،رسانه برخي جريان هاي مدعي اصولگرايي به رهنمودهاي معظم له، سنجيده خواهد شد.
در روزنامه همشهري، پنجشنبه 16آبان 1387، شماره 4692، صفحه اول از قول مقام معظم رهبري در ديدار با دست اندرکاران حج چنين مي خوانيم:
" حضرت آيت ا... خامنه اي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به تلاش برخي افراد براي سياه نمايي در فضاي جامعه و ايجاد اغتشاش ذهني و ترديد در مردم... و با اظهار ناخرسندي شديد از فضاي تبليغاتي و مطبوعاتي کشور افزودند که اين فضاي بي بندو باري در حرف زدن و اظهار نظر عليه دولت، مسائلي نيست که خداوند به آساني از آن بگذرد."
حال بايد ديد روزنامه اي که منسوب به برخي جريانات مدعي اصولگرايي است و اين فرمايشات عتاب گونه رهبري خطاب به مطبوعات را چاپ نموده، آيا اولا خود مصداق اين بي بند و باري مطبوعاتي هست يا خير و ثانيا بعد از دريافت موضع مقام معظم رهبري آيا روش خود را تصحيح نموده و به رهنمودهاي ايشان پايبندي نشان داده يا خير؟ و در صورت منفي بودن پاسخ، آيا هنوز هم مي توان نام اين جريان را اصولگرا ناميد؟
روزنامه مورد بررسي، همشهري، چهارشنبه 22آبان87 شماره 4697 است. يعني درست يک هفته بعد از اعتراض مقام معظم رهبري به سياه نمايي دولت نهم.
ابتدا تيتر هاي صفحه اول،
تيتر بزرگ: پيشنهاد سقف350هزار توماني براي معافيت مالياتي حقوق
تيتر دوم: عکس بزرگ : زمستان امسال پربار است.
تيتر سوم: آلودگي آب شرب در تهران.
تيتر چهارم: بورس، کابوس شاخص 4رقمي
صفحه سوم:
- نيترات در آب شرب
- شبکه فاضلاب در تعويق 100ساله
...
از همه ی دوستان تقاضا می کنم این مطلب رو از وبلاگ رصد خانه مطالعه کنند.
قبلا ممنون.
تا کی می خواهیم در خواب غفلت خود بمانیم؟

">



