گم کرده راه

به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا

مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا


غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا

برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ
به خون خویش می‌غلتند خلقی بی‌گناه اینجا

نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم 
بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا

اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
نشان می‌جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا

تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا

فاضل نظری
پ.ن:

- خیلی حرف دل است این شعر. کاش آنان که باید، بخوانندش.

- نبودن ها باز شروع شده انگار...

باز کن از ساقه این تیر انگشتان خود

نیست هم بازی تو ، بیچاره ام کردی علی



این شبها
اگر یادتان بود و باران گرفت
دعایی به حال بیابان کنید

دولت «ما نمی توانیم» ها؟


1- وزیر صنعت و تجارت در برنامه تلویزیونی در مورد افزایش قیمت مرغ و احتمال رسیدن قیمت هر کیلو مرغ به ده هزار تومان، بسیار منفعلانه و خونسرد عکس‌العملی نشان می‌دهد که «ما نمی‌توانیم» قیمت‌ها را پایین بیاوریم و قیمت‌ها حتماً بالا می‌رود.

2- وزیر نفت در مصاحبه تلویزیونی در پاسخ به سؤال خبرنگار مبنی بر اینکه کدامیک از فازهای پارس جنوبی امسال به بهره‌برداری می‌رسد می‌گوید: «ما نمی‌توانیم» هیچکدام از فازها را به پایان برسانیم.

3- وزیر نیرو در رابطه با تأمین آب شرب و مشکلات آن می‌گوید: اگر مردم مصرف خود را 20درصد پایین نیاورند «ما نمی‌توانیم» آب شرب کامل آنها را تأمین کنیم و جیره‌بندی می‌شود.

4- وزیر صنعت، معدن و تجارت در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه آیا قیمت خودرو کم می‌شود؟ می‌فرمایند «ما نمی‌توانیم» قیمت خودرو را پایین بیاوریم و قیمت خودرو بالا خواهد رفت.

5- رئیس کل بانک مرکزی در رابطه با نرخ ریالی دلار می‌گوید: «ما نمی‌توانیم» قیمت دلار را به پایین‌تر از سه هزار تومان بیاوریم.

6- وزیر نفت در رابطه با خط لوله گاز به پاکستان و هند می‌فرماید: «ما نمی‌توانیم» گاز به پاکستان بفروشیم.

7- معاون رئیس جمهور پشت تریبون مجلس در رابطه با پیشنهاد اصلاحیه بودجه سال 1392 می‌فرماید: «ما نمی‌توانیم» بیش از پنج هزار میلیارد تومان فروش سهام دولت داشته باشیم.

8- وزیر راه و شهرسازی در مصاحبه تلویزیونی صراحتاً اعلام می‌کند: «ما نمی‌توانیم» مسکن مهر را ادامه دهیم.

9- دولت مصوبه استخدامی «مهرآفرین» دولت دهم را لغو می‌کند و می‌گوید: «ما نمی‌توانیم» این مصوبه را اجرا کنیم.


(خلاصه ای مطلب دکتر محمدسلیمانی/کیهان)

تحیر از نرمش قهرمانانه!

چند وقتی است همه جا سخن از نرمش قهرمانانه است. مطلبی دیدم که خیلی متحیر شدم. دوستان در حد توان در درک ارتباط این جمله و شرایط حاضر کمکم کنند. حضرت آقا در سال 84 کتابی با عنوان صلح امام حسن (ع) ترجمه کردند و زیر عنوان کتاب این عبارت را اضافه کردند :

"پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ"

نتوانستم یا جرات نداشتم ارتباط این عبارت و فضای حاضر در کشور و منطقه را خوب تببین کنم. دوستان در حد توان کمک کنند.


پس نوشت:

دوستی گفت پر شکوه ترین یعنی در بهترین حالت نرمش قهرمانانه میشود صلح امام حسن (ع)!

اعتدال بودار

1. آقای روحانی بالاخره رئیس جمهور شد. تنفیذ مثل همیشه بود و البته شاید اگر مهمانان خارجی اش را حذف کنیم معمولی تر از قبل. نه هیاهوی 84 و نه حسرت 76. «دانشمند» خواندن ایشان از طرف حضرت آقا شاید جالب ترین نکته ی کار بود.

2. تحلیف ولی انصافا آبرومندانه تر از قبل بود. هرچند به عادت دوران اصلاحات خیلی ها دوست دارند این پیشرفت و ترقی در حضور مقامات بلند پایه را به حساب فرد و گروه متبوعشان بگذارند، ولی واقعیت این است که این مساله از تبعات دیپلماسی فعال ما و مواضع هوشمندانه ی نظام است. شاهد آنکه کنفرانس نم در سال گذشته هم برای خیلی ها غافل گیر کننده بود.

3. هرچند به قول کیهان ارائه ی زودتر از همیشه ی لیست کابینه می تواند نشانگر نظم و همت دولت باشد، لیکن پیام های این حرکت را هم باید دریافت کرد. چرا این قدر زود؟ آیا این کابینه از قبل چیده شده؟ آیا کسانی دیگر فارغ از دل مشغولی های انتخاباتی به کابینه می اندیشیده اند؟ چرا در مقابل دیدگان و گوشهای منتظر آن همه میهمان خارجی؟ آیا اسامی آشنا و مورد پسند میهمانان در لیست بوده است؟ آیا مذاکرات بعد از تحلیف متاثر از این لیست پیشنهادی شده و می شود؟ آیا...

4. وقتی می گوییم امیدواریم که اتفاقی بیافتد، یعنی احتمال نیافتادن آن هم کم نیست. به همین نسبت وقتی گفتیم و می گوییم امیدواریم دولت یازدهم واقعا دولت تدبیر و امید و دارای فاصله ی معنادار از افراط و تفریط باشد، یعنی عکس این موضوع هم ممکن است. محتویات نامه ی دیروز آقای روحانی نیز این امر را تایید می کند.

5. گذشته از اینکه چند درصد از وزرای پیشنهادی تحمیلی و چند درصد سفارشی هستند، همین که نیمه ی خالی لیوان امیدواری به اعتدال دیروز و در صحن علنی مجلس خالی تر شد می تواند عامل وقوع هیجانات روزهای آینده در قوا و البته رسانه ها باشد.

6. خدا بیامرزد امام را که سنگ محک های کامل و کافی برای ما به جا گذاشت. امام می فرمود هر وقت دیدید که دشمن از شما راضی است و به به و چه چه می کند، بدانید دارید راه را غلط می روید. برای این موضوع در بحث کنونی همین دو مصداق در اینجا و اینجا شاید کافی باشد.

7. حال و با وقوع اتفاقات پی در پی دو روز گذشته باید منتظر بود و دید مجلسی که عنوان اصولگرایی را یدک می کشد، آیا با این دولت هم همان رفتاری را خواهد داشت که با اولین کابینه پیشنهادی رئیس جمهور قبلی داشت یا اوضاع طور دیگری رقم می خورد.

علیه اسلام تر از خدا!

پیش نوشت: فرا رسیدن ماه رمضان مبارک. طاعتتان قبول. حقیر را از دعای خیرتان محروم نکنید. باشد که ادم شوم.


دیدارهای رهبری با دولت هر ساله اتفاق می‌افتد. در هر دولتی اتفاقاتی می‌افتد و رهبری هم نظرشان را کم و بیش بیان می‌کنند. تقریبا رهبری از تمام دولت‌ها دفاع کرده‌اند. اما در هر دولتی از ویژگی منفی آن دولت بصورت ضمنی انتقاد کردند. مثلا در زمان روی کار بودن دولت هاشمی از اشرافیت مسئولین انتقاد کرده و آن را مذموم دانستند. در دولت خاتمی بحث تهاجم فرهنگی را مکرر هشدار دادند و در مورد ولنگاری مطبوعات و لزوم عدم غربزدگی مسئولین نکاتی را در تریبون‌ها بیان کردند.

در دولت احمدی‌نژاد هم روزمرگی، عدم توجه به اسناد بالادستی در تصمیمات و حاشیه‌سازی را در فرصت‌های مختلف بصورت مستقیم و غیرمستقیم بیان کردند. اما تا آنجا که در ذهن نگارنده وجود دارد در تمام این 8 سال و حتی در دوسال اخیر، رهبری از این دولت بخاطر زنده کردن شعارهای انقلاب و مشی انقلابی آن تقدیر کردند. در دیدار سال 91:

"يك بخش ديگر از اين نقاط قوّتى كه به نظر من روى آن بايد تكيه كرد، مسئله‌‌ى برجسته شدن ارزشهاى انقلاب است. در اين سالهائى كه دولت نهم و دولت دهم بر سر كار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چيزهائى كه امام به آن توصيه ميكردند و ما آنها را از انقلاب آموختيم، خوشبختانه كاملاً برجسته شده..."

در سال 92:

"يك نكته‌ى ديگر هم كه در مورد اين دولت در طول اين هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، اين است كه اين دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگيرد و به آنها افتخار كند...

...اين دولت اين شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگيزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شيوه‌هاى انقلابى نكرد؛ اين خيلى كار بزرگى بود."

این دو سال همان سالهای اخیر این دولت است. اما نکته جالب سخنان حضرت ایت الله جنتی در نماز جمعه بود که ایشان فرمودند:

"در این دولت ما شاهد زنده شدن بسیاری از شعارهای انقلابی بودیم. فرهنگ انقلاب، ساده‌زیستی و شعارهای امام(ره) در این دولت مطرح شد و انقلاب تجدید حیات کرد، حداقل در آن اوایل و اگر در آخر مشکلی به وجود آمد من کاری به آن ندارم."

منظور نگارنده این نیست که آقای جنتی را تخطئه کند اما مگر نه این است که همین آقایان ولایتمداری را دوشادوش رهبری حرکت کردن عنوان میکنند نه جلوتر و نه عقب تر بودن آن را! حال این سخنان از تریبون نماز جمعه و سخنان رهبری در این دو سال اخیر را چگونه جمع کنیم؟ آیا باز هم باید برای تطهیر کردن هایمان دنبال توجیه باشیم که منظور فلانی، فلان بود؟

والعاقبه للمتقین


پس نوشت:

شاید باشند کسانی که نگارنده را تخطئه کنند و انگ بی بصرتی یا همراهی با انحراف را بزنند، اما نگارنده ولایتمداری را دوشادوش رهبری جلو رفتن میداند، نه جلوتر بودن و نه عقب تر بودن از آن را!

خدا کند که راست نباشد!!!

"آقای روحانی در نشست خبری‌اش پس از انتخابات ریاست‌جمهوری مواضعی گرفت، که اگر قبلا بیان کرده بود ما در انتخابات به او رای می‌دادیم."

این سخنانی است که چندی پیش امیر حسین قاضی زاده، سخن گوی جبهه پایداری در گفت و گو با خبرگزاری خانه ملت بر زبان آورده است. سخنانی که حیرت عمیقی را برای همگان به همراه داشت. این سخنان در حالی است که همین آقایان در دوره قبل از انتخابات حسن روحانی و بزرگترین حامی وی یعنی هاشمی رفسنجانی را بارها و بارها در فضای رسانه ای مورد تاخت و تاز قرار دادند.

در 25 اسفند 91 لنکرانی اعلام کرده بود: "ما منتقد رفتار دولت دهم هستیم اما انتقادات ما به رفتاری از دولت دهم است که شبه کارگزاران سازندگی است."

و یا آیت الله مصباح فرموده بودند: "افرادی که این سخن را بیان می‌کنند که کدخدا را ببینیم تا کار ما راه افتد چه قدر نادان هستند. زمانی که انسان خدا را فراموش کند این طور می‌شود."

و چندین موضع دیگر از طرف اعضای جبهه پایداری و سعید جلیلی که روحانی را متهم به سازشگری، پیروی از هاشمی و رویه کارگزارانی کرده بودند. نکته جالب قضیه در این است که تحلیل های پایداری ها در مورد روحانی نه تنها در مورد مواضع او در دوران تبلیغات که حتی در مورد عملکرد گذشته و حال او، حامیان او و اطرافیان او بود که البته بجز اندکی تغییر در مواضع او در سه مورد دیگر هنوز هیچ تغییری رخ نداده است. اما حال جای سوال است که آیا اینقدر تشخیص اصلح برای جناب قاضی زاده سخت بود که آنها به جای تشخیص گزینه اصلح به وی تاختند؟ا

گرچه امیر حسین قاضی زاده سمت سخنگویی جبهه پایداری را بر عهده دارد و بر اساس عرف سیاسی مواضع او مواضع رسمی جبهه پایداری به حساب می آید، با این وجود نمی توان از موافقت آیت الله مصباح یزدی با این اظهارات مطمئن بود.


پس نوشت:

فقط خدا کند که دروغ باشد. البته تا این لحظه این گفت و گو تکذیب نشده است.


تحلیلی به سبک کرار.

1- طنز برره را که همه مان دیده ایم. در قسمتی از این طنز برخی اهالی برره برای شرکت در مانور اعزام میشوند اما در عین شگفتی با دادن تلفات و تعداد زیادی زخمی و اسیر باز میگردند. وقتی شخصیت تحصیل کرده برره (کیانوش) علت واقعه را از افراد باز گشته از مانور میپرسد با جواب حیرت آور ولی بسیار پرمعنی روبرو میشود. یکی از افراد باز گشته از مانور میگوید:

<< ما از دشمن فرضی شکست وخوردیم کیانوش.>>

2- دن کیشوت را هم که همه میشناسیدش. شخصیت متوهمی که هرچیزی را در عالم توهم بصورت دشمن میدید. شخصیت اصلی داستان خود را جای یکی از شوالیه‌ها می‌بیند و دشمنانی فرضی در برابر خود می‌بیند که اغلب کوه‌ها و درخت‌ها هستند. «دن کیشوت» پهلوانی خیالی و بی‌دست‌وپاست که گمان می‌کند شکست‌ناپذیر است و ... .

 دن کیشوت های اصولگرا هم با ساختن دشمن هولناک از م.ش.ا.ی.ی. در خیالات متوهمانه خود او را شکست دادند و سپس سرمست از این پیروزی پای در میدان انتخابات گذاشته و بدون توجه به واقعیات بر اساس محاسبات خود عمل کردند. حال هم هنوز بر صورت یکدیگر پنجه میکشند که کذا و کذا. همین شد که نه تنها در این انتخابات که در 4 سال گذشته به یکدیگر تاختند(چیزی شبیه نزاع!) و هرچه داشتند باختند.

غرض این بود که بنویسیم در انتخابات 92 آنچه عاید ما شد این بود که:

"دن کیشوت های اصول گرا از دشمن فرضی شکست خوردند."

وقتی برای تامل.

انتخابات یازدهم ریاست جمهوری به بهترین نحو برگزار شد. رییس جمهور منتخب فقط به دلیل 260 هزار رای بیشتر در دور اول انتخاب شد. جمهوری اسلامی با اینکه میتوانست به هر دلیلی این 260 هزار رای را باطل اعلام کند اما نکرد و بهترین امانت دار برای رای مردم بود. در این میان باید از شورای نگهبان و وزارت کشور کمال تشکر را داشت که امانت داری را در بالاترین مرتبه خود معنا کردند. در مورد تقلب هم آنقدر گفتند که نیازی نیست بگویم روسیاهی به ذغال ماند.

ائتلاف با ارای باطله!

اما باید گفت اصولگرایی با تمام سلیقه هایش به صحنه آمد. حتی اگر قبول کنیم مردم خواستند به احمدی نژاد نه بگویند سوال این است که چرا به دیگر اصولگرایان رای ندادند؟ به جز جلیلی بقیه کاندیداها به شدت دولت را مورد نقد قرار دادند. میتوان فرض کرد رای جلیلی به همین خاطر کم شد که خیلی از دولت انتقاد نکرد. اما چرا مردم بین این همه منتقد به سمت روحانی رفتند. چرا مجموع ارای اصولگرایان به علاوه رضایی و غرضی تازه حتی اگر با ارای باطله ائتلاف کنند کمتر از روحانی است؟ و این یعنی ائتلاف در هفته پایانی خیلی فایده ای نداشت حتی اگر انتخابات را به دور دوم میکشید.

بله مقداری از این ریزش ارا از سبد اصولگرایی را میتوان به گردن ناکارامدی اقتصادی دولت دهم در دو سال آخرش انداخت. اما بقیه این ریزش مربوط به چیست؟ در این شرایط برخی شروع به پنجه کشیدن به صورت یکدیگر کرده اند و همدیگر را مسبب این شکست میدانند اما واقعیت این است؛ همه ما مقصریم. به هر صورت مردم اعلام کردند به این نوع اصولگرایی که در 4 سال گذشته به منصه ظهور رسید نمیتوانند اعتماد کنند. در این شرایط بهتر است بجای پنجه کشیدن برای یکدیگر به بازسازی فکر کرد.


پس نوشت:

1- خلق حماسه سیاسی در این انتهابات نشان دهنده کارامدی مردم سالاری دینی است. و در این مورد هم به نظام اسلامی و هم به مردم باید تبریک گفت.

2- به آقای روحانی تبریک عرض میکنیم.

3- نکته دیگر در مورد مطالب این پست این است که در انتخابات مجلس قبل مردم 190 نفر از نمایندگان را تغییر دادند. این یعنی مجلس اصولگرا مقبول نبود اما چون گزینه جایگزین، پایداری و کاندیداهای مستقل بودند مردم آنها را انتخاب کردند. این یعنی یک بار با خوش خیالی قافیه را باختیم اما باید برای مجلس بعدی تدبیر کرد.

4- در انتها به تمام برادران حزب الله که به شدت بهت زده اند میگوییم که؛ شما را به ادامه زندگی تشویق و دعوت مینمایم.
زندگی ادامه دارد...

آن روی سکه ی شکست

این نگاره یک تحلیل شخصی از جانب کسی است که در انتخابات 24 خرداد 92 به دکتر جلیلی رای داده، 25 خرداد را در بهت و دلهره و البته تامل در نتایج گذرانده و امروز یعنی 26 خرداد از ماحصل این ماجرا (و نه از فرد منتخب) مسرور و شگفت زده است.کمتر کسی را سراغ داریم، چه از اصول گرایان و چه اصلاح طلبان و حتی غیرخطی اندیشان، که می توانست پیش بینی چنین نتیجه ای را از قبل بکند. شیخ حسن روحانی که در نظرسنجی های قبل از چهارشنبه (22خرداد) سوم یا چهارم بود، به یک باره بیاید به صدر و در همان مرحله ی اول کار را تمام کند...

باقی نوشته در ادامه ی مطلب

(درضمن با عرض پوزش و تشکر از آقا سعید که اجازه دادن این مطلب هم در همان روز درج مطلب ایشان ثبت گردد، دعوت می کنم پست پیشین را هم ملاحظه بفرمایید.)

ادامه نوشته