چراغانی

به خاطر سرودن این شعر، فاضل نظری را خیلی دعا کردم.

رفیق شفیقی داشتم که حوادث فتنه گون 88 او را از من و ما گرفته بود. مدتها تلاش کردیم برای بازآوری اش به خط. ولی میخ آهنین استدلالهایمان در سنگ افکار مخالف شده اش فرو نمی رفت.

تا اینکه این شعر صدها بار خوانده شده ی جناب فاضل را ناامیدانه برایش پیامک کردم. به ساعت نکشید که برافروخته و پریشان آمد محل کارم و بدون توضیح مرا با خود برد...

کجا رفتیم و چه گفت و چقدر گریست بماند، فقط همینش را بگویم که یار از دست رفته ی من امروز همراه دوباره ی ولی و ولایت شده است.

فاضل نظری را خیلی دعا کردم

به خاطر سرودن این شعر؛



از باغ مي برند چراغاني ات کنند

تا کاج جشن هاي زمستاني ات کنند

پوشانده اند صبح تو را ” ابرهاي تار“

تنها به اين بهانه که باراني ات کنند


يوسف به اين رها شدن از چاه دل مبند

اين بار مي برند که زنداني ات کنند

اي گل گمان مکن به شب جشن مي روي

شايد به خاک مرده اي ارزاني ات کنند


يک نقطه بيش بين رحيم و رجيم نيست

از نقطه اي بترس که شيطاني ات کنند

آب طلب نکرده هميشه مراد نيست

گاهي بهانه ايست که قرباني ات کنند

 

هیچ کسی مقصر نیست.

پیش نوشت:

در ابتدا از تمامی اشتباهات خودم به درگاه رب العرش الکریم پناه میبرم.

نکته ی مهمی که همیشه در رسانه ها، در جشنواره ها و در محافل مختلف به آن اشاره میشود این است که؛ ما ملت با فرهنگی داریم. انصافا هم چنین است. اما همین امر باعث شده است که ما چشم خود را بر بسیاری از حقایق موجود هم ببندیم و دچار نوعی خودفریبی بشویم. نکته ای که میخواهم بگویم شاید بسیار پیش پا افتاده باشد اما از باب امر به معروف و نهی از منکر که باشد تذکری برادرانه محسوب میشود. و تذکر یکی از امور مورد پسند در بین مسلمین است.

شاید دقت کرده باشید؛ در کشور ما هیچ کسی مقصر نیست. اطراف خود را که بنگرید متوجه میشوید؛

کشور ما از معدود کشورهایی است که در حوادث رانندگی آن هیچ کسی مقصر نیست! اگر از راننده هر دو ماشین بپرسید، هرکدام، دیگری یا ماشین ثالثی که احتمالا از غایب است را مقصر میداند.

از معدود کشورهایی هستیم که در کتاب های تاریخ شفاهیمان شخص راوی هیچ اشتباهی نکرده است.

در کشور ماست که اگر کسی قانون بشکند سرزنش شده و همه سر به تایید این سرزنش تکان میدهند. اما وقتی نوبت خودمان رسید یا بروی مبارک نمیاوریم یا به هر حال آیه ای، روایتی ویا جمله ای پیدا کرده و کار را توجیه میکنیم.

از من که بپرسید تابحال بعد از یک دعوی خیابانی مقصری پیدا نکرده ام.

 در ذکرهای تاریخی هم که در کشور ما همیشه کسی که با او اختلاف نظر داریم منشا خرابی ها و نابسامانی هاست و اگر نبود الان جامعه ما مهدوی میشد!

بویژه در کشور ما کسانی که تریبون دارند معمولا اشتباه نمیکند و در بدترین حالت ترک اولا از آنها سرمیزند.

اصلا آنقدر مقصر نداریم که امر بر من مشتبه شد و شک کردم که نکند آیه تطهیر در شان ملت ما باشد!

بیایید یکبار هم که شده نه در اجتماع که در خلوت خود اشتباهات خود را بشماریم. نه برای حلالیت گرفتن، که برای اصلاح خودمان.


پس نوشت:

جمله ای از بیانات رهبر انقلاب درپیام ایشان به اجلاس نماز:

"با اين همه بايد اعتراف كنيم كه هنوز مجموعه ی ما مسئولان نظام اسلامی وظيفه ی خود را در اين باره به تمام و كمال، ادا نكرده ايم."

وسیله ای برای دیگران.

خوب است وقتی حرفی میزنیم برای آن دلیل یا استدلالی باشد یا اینکه شواهدی بیاوریم. حداقل وقتی که هیچ کدام را در سطح مناسب نداریم یا نقل سخن نکنیم یا اینکه شاهد و دلیلی بی ربط نیاوریم. باید در نظر داشت که مخاطبمان انسان ذی شعوریست و فقط ما نیستیم که می فهمیم.

ریاست ایران بر جنبش عدم تعهد فرصت مغتنمی است که باید غنیمت شمرد. برگزاری اجلاس در ایران بری خودش یک تو دهنی به غرب است. و به هرحال یک پیروزی دیپلماتیک برای ما. اما ما نباید فرصت سوزی بکنیم و برای بزرگ نشان دادن این واقعه هر حرف و نظری بیان کنیم. در یکی از این نظرات بدیع چندی پیش سردار نقدی در مهم جلوه دادن این دستاورد بیان کرد:

"اگر غرب در علومی نظیر علوم سیاسی و ... موفق بود امروز اینگونه منزوی نشده و 120 کشور جهان به رهبری ایران اسلامی رای نمی‌دادند."

خوب حالا بیایید فرض کنیم ریاست ایران بر عدم تعهد نشانه شکست علوم سیاسی غرب باشد. خوب سلطه آمریکا بر دیگر نهادهای بین المللی مانند بانک جهانی و یا عدم حضور ایران در شورای امنیت و ... چه نتیجه ای در ذهن مخاطب دارد. آیا میتوان آنها را نشانه پیروزی و موفقیت علوم سیاسی لیبرال-اومانیستی دانست؟ 

خوب است مسئولین وقتی میخواهند صحبت کنند اندکی به سخنان خود فکر کنند و از طرفی دیگر مخاطبان خود را موجوداتی فاقد شعور محسوب نکنند.


پس نوشت:

نگارنده کاملا بر حق بودن علوم انسانی اسلامی شهادت میدهد. اما باید توجه داشت هر وسیله ای برای رسیدن به هدف قابل استفاده نیست زیرا با استفاده از وسیله نامشروع ما به دشمن برای استفاده از آن علیه خودمان مشروعیت میدهیم. نتیجه گیری های بی بنیان و استدلال های بی منطق از این دست هستند.