دیگر باید بزرگ شد (3)

 

پیش نوشت: در قسمت قبل ذکر گردید که جنیان از زمان بعثت حضرت رسول(ص) دیگر نمی توانند خبر از آینده دهند. اما زمان بعثت موعد این مسئله نبود بلکه ولادت حضرتش به این واقعه منجر شد که اینگونه اصلاح می گردد.

از طرفی هم در تکمیل این گفته باید عرض شود که علاوه بر از دست دادن این قدرت، توان تسلط جن بر انسان که تا پیش از آن گستردگی و رواج زیادی داشت، به شدت محدود و به طور خاص توان نفوذ به زندگی مومنین از آنها گرفته شده و اعمال آنها در مورد انسان درحد وسوسه باقی ماند.


اینک ادامه ماجرا؛

نکاتی که در این شماره بدانها اشاره خواهد شد، شاید کمی توهم آمیز و دور از ذهن به نظر آید. لیکن با تحقیق در آنها می توان به موارد عجیب تری نیز دست پیدا کرد. در ضمن برای مطول نشدن بحث برخی موارد را چندان بسط و توسعه نمی دهیم چرا که دست یابی به منابع اطلاعات تکمیلی کار چندان دشواری نمی باشد.

دنیای امروز دارای دامنه ی وسیعی از قدرت زورمندان است. پیش تر تبیین گردید که قدرت و ثروت، امروز در دستان عده ی محدودی است که بر کشورهای بزرگ و پیشرفته حکومت می کنند و بر دیگر کشورها نیز تسلط دارند. در واقع حاکمیت کل جهان در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی و فرهنگی هم تحت سیطره ایشان است. این گروه که در گذشته فراماسونرها نامیده می شدند، در ارتباط کامل با جنیان بالاخص خود ابلیس هستند و در واقع توسط او رهبری می شود. البته این مسئله قطعی است که این همکاری و تقرب از روی علقه نبوده و تنها اهداف مشترک آنهاست به تجمیعشان و پذیرفتن ولایت شیطان انجامیده است.

قدرت ماورای بشری اجنه از گذشته های دور انسانهای غیرموحد را بر آن داشته که با برقراری ارتباط با این موجودات بتواند بر دیگر انسانها مسلط شده و بر جهان چیره گردد. این مساله امروزه تئوریزه شده ولی برای دور بودن از اتهامات و مخفی ماندن اسرار این گونه افراد، آن را به صورت غیرمستقیم در فیلمهای هالیوودی و دیگر منابع طرح تفکر مطرح می کنند. جمله ی «من باید جهان را نجات دهم» را بارها و بارها در این فیلم ها شنیده ایم. همیشه قهرمان فیلم به دنبال شی یا انژری خاصی است که به او قدرت فوق العاده ای بدهد تا بتواند به مقابله با نیروهای مخالف بپردازد. تعجب نکنید اگر بشنوید قهرمان دنبال نیروی نیروی اجنه می گردد.

به صراحت باید گفت که جریان حاکم بر جهان از تفکرات شیطانی خاصی پیروی می کنند و هر ابزار و قدرتی را برای افزایش این سیطره و نابودی نیروهای مخالف (که خودشان از آنها به نیروهای شر یا اهریمنی یاد می کنند) استفاده می کنند. دنیای امروز ما بر مبنای جن پرستی و شیطان پرستی اداره می شود. تمام تفکرات تکنولوژیزه شده ی اینان دارای رنگ و سبقه ی شیطانی و جنی است. فراماسونرها دارای رازهای طبقه بندی شده ای هستند. راز هفتم این افراد «Blue Geen» یا جن آبی می باشد که قدرت لایزال و تسلط عمیق بر روح و ذهن و جسم بشر دارد. یافتن این راز و دستیابی به این قدرت همیشه دغدغه ی این گروه بوده است.

آنها جن را گاهی انرژی و گاهی نور دانسته اند. بر همین اساس به دنبال ظاهر کردن این موجود با روشهای علمی بوده و هستند. اسحاق نیوتن عضو ارشد انجمن «دیر الصهیون» و کابالائیست مطرح اثبات شده، اولین فردی است که نور را به هفت طیف تجزیه کرد تا از میان آن بتواند نور آبی را استخراج کند. بر اساس عقاید ایشان اگر نور آبی خالص در دست انسان باشد می تواند با تاباندن آن به اجنه آنها را ظاهر و قابل رویت سازد. حتما فیلم هالیوودی این موضوع را به یاد داری که قهرمان داستان با داشتن وسیله ای شبیه به عینک که نور آبی نامرئی ساطع می کرد می توانست موجودات فضایی را ببیند.

بدون شک و با قاطعیت باید گفت تمام موجوداتی که به عنوان آدم فضایی در فیلمهای امروز و دیروز مشاهده می کنیم همان جن ها هستند. افرادی مانند نیوتن برای یافتن و ارتباط رخ به رخ با جنیان به دنبال تجزیه ی نور بوده اند تا به منشا قدرت (از نگاه خودشان) دست یابند.

در نوشته پیش اشاره شد که در سنگ نگاره های یافت شده در یونان، مصر، بلژیک، اسکاتلند، ایتالیا و حتی ایران، موجوداتی عجیب دیده می شوند که سوار بر شی ای از آسمان می زمین می آیند. امروزه محققان معتقدند تمام این موجودات بلااستثنا جن هستند. وسیله ای که آنها را از آسمان به زمین می آورد در زبان عبری «مرکاوا» نامیده می شود. این اسم به گوش شما هم آشناست؟

بله، امروزه موساد به طور گسترده از جن گیری برای جمع آوری اطلاعات و تسلط بر دشمنان خود استفاده می کند. آنها حتی ابزار و وسایل پیشرفته ی علمی فراوانی را برای کمک به این مهم به کار گرفته اند. البته این کار آنها سابقه ی تاریخی دارد. تا به حال سوال برایتان پیش آمده که فرعون و نمرود از کجا خبر داشته اند که فرزند پسری به دنیا خواهد آمد که تاج تختشان را بر هم خواهد زد؟ و آیا این تاج و تخت همین برج و بارویی است که ما می انگاریم و یا حکم رانی اجنه و شیاطین بر دنیا بوده است؟

کاهنان معبد در گذشته با استفاده از جن گیری اطلاعات بسیاری کسب می کرده و از آنها برای بقای حکومت شیطان استفاده می کرده اند. لیکن همیشه و همیشه موعودی وجود داشته که مومنین انتظار آمدن آن را می کشیدند. موعودی که می آمده و بساط شیاطین را بر هم می زده.

در بخش بعد درباره موعود اقوام مختلف نکاتی عرضه خواهد شد، انشاالله.

دیگر باید بزرگ شد (2)

شیطان پرستی که یکی از انواع جن پرستی محسوب می شود، قدمتی شاید به درازای تاریخ داشته باشد. از هزاران سال پیش خدایانی که در گوشه و کنار دنیا پرستیده می شدند، اگر بت و یا الهه هایی از طبیعت نبوده اند، غالبا جنیانی دارای تسلط و ولایت بر بشر بوده اند. (نمونه ای از این خدایان، خدای مردوک است که جستجو پیرامون آن را به خواننده وامی گذاریم). سنگ نگاره هایی که در نقاط مختلف جهان یافت شده و می شود، بعضا موجوداتی عجیب الهیبه و غریب الظاهر را نشان می دهند که مردم در حال پرستش آنان هستند. تاریخ شناسان در این زمینه مطالعات گسترده ای انجام داده اند. برخی معتقد بودند ایشان موجوداتی فرازمینی هستند. برخی ایشان را دیو یا گیو دانسته اند. ولی در واقع همه ی اینها جن بوده اند. در نقاشی هایی که باستان شناسان بررسی می کنند صحنه هایی از قربانی کردن انسان یا حیوان در مقابل یکی از این موجودات و یا سجده کردن به ایشان و طواف کردن آنها دیده می شود که از آیینهای مرسوم شیطان پرستان است.

جنیان در زمان باستان توسط مردم پرستش می شدند لیکن اغلب مردم قادر به مشاهده ی ایشان نبوده اند. واسطه ی میان انسانهای معمولی و جنیان، افرادی بوده اند معروف به «جن گیر». البته امروزه هم کم نیستند کسانی که عبد شیطان یا سایر اجنه هستند. لیکن تفاوت عمده ای میان توانایی های امروز اجنه از حدود 1400 سال پیش به این سو با قبل از آن تاریخ وجود دارد.

جنیان به واسطه ی توانایی های خاصشان می توانستند به عالم بالا سفر کرده و مکالمات ملائک را استراق سمع نمایند. به دلیل عدم وجود بعد زمان در عرش، آنها از این راه می توانستند از آینده اخباری به دست آورند و آن را در اختیار جن گیرها قرار دهند. لیکن با بعثت حضرت ختمی مرتبت(ص) این توانایی از اجنه سلب شد و از آن تاریخ به بعد دیگر آنها از آینده نمی توانند خبر دهند. هرچند با علم به گذشته می توانند حوادث واقع در قبل از حال را بدانند.

طبق عقاید اسلامی انسان به دو دلیل ممکن است تحت تسلط جن قرار گیرد. اول آنکه مرتکب برخی گناهان کبیره (مانند بی احترامی به کتاب آسمانی) شود و بر آن اصرار ورزد و توبه نکند که در این صورت به اجنه اجازه ی تصرف در زندگی خود را به صورت فیزیکال می دهد. دوم آنکه به سراغ جن گیرها و مرتبطین با جن برود و از ایشان کمک بطلبد. در واقع به خدا مشرک شده و به غیر خدا پناه ببرد و به آنها برای کمک کردن به خودش اجازه ی تصرف در زندگی اش را بدهد.

لازم به ذکر است که اجنه در حالت عادی قادر به تصرف فیزیکی در دنیای انسان نیستند مگر اینکه انسانی به آنها از طریق دو راه مذکور اجازه ی این کار را بدهد و یا جن از طریق امر کردن به انسانهای تحت امر و ولایتش تغیری در زندگی سایر انسانها بوجود آورد.

مساله ی قابل تامل و محل تحقیق نیز همین است. وقتی ابلیس به عنوان یکی از جنیان و البته سردمدار لشکریان شیاطین به انسانهای تحت امر خود فرمان می دهد که کاری انجام دهند، حادثه ای چون 11 سپتامبر و حمله به عراق و افغانستان روی می دهد. این مساله را باید کاملا جدی بگیریم که افرادی مثل جرج بوش که حضور وی در مراسم قربانی کردن انسان در پیشگاه نماد شیطان (مجسمه عظیم جغد در جنگلی در امریکا) افشا شد و عکسهای متعددی از شرکت او در جلسات افراد معروف به شیطان پرستی یافت می شود، از کسانی هستند که ارتباط آنها با اجنه قطعی است. اعمال انجام شده ای که در راستای از بین بردن خیر و نیروهای آن است، مسایل پشت پرده ای گه هر از گاهی عیان می شود، سخنان و ادعاهایی که مبین بسیاری از عقاید و تفکراتشان است و شاید از همه مهمتر تطابق کرده ی ایشان با پیشگویی هایی که در روایات ما از فعالیتهای شیاطین در آخر زمان انجام شده است می توانند دلایلی بر این مدعا باشد.

در واقع این افراد همان شیاطین من الانس هستند که ارتباطات مرموز و گسترده ای با یکدیگر دارند و برنامه هایی پیچیده برای از بین بردن نیروهای خیر در دنیا و حکومت شر مطلق دارند.

ادامه دارد، انشاالله

دیگر باید بزرگ شد

به او که دوستش دارم؛

این روزها دوریتان را احساس می کنم. می دانم که از شما و از آمدنتان چیزی نمی دانم. حتی از خودم هم آنقدر نمی دانم که به کارتان آید. این را هم می دانم که این من، با این که چیزی از حکومت شما نمی داند، ولی حاکم بودن را برازنده ی شما می داند نه شیطان!

به توی دوست؛

جدی گفتم. می گویند شیطانانیان به رهبری ابلیس سالهاست که به دنبال چیرگی بر او و حکومت بر دنیا هستند. وهم و خیال را مدتهاست کنار گذاشته ام. امروز من شیطان را مجسم و فیزیکی می دانم. ... کان من الجن، این که دیگر حرف من نیست.

کوچکتر که بودیم تصورم از شیطان بر اساس کاریکاتوری بود که دور و بری ها برایم ترسیم می کردند. یک موجود سرگردان و همه جایی شبیه گردبادهای کانادا که می چرخند و پیش می آیند. هیبتش را چون برانکوی چوبین فرض می کردم که شبیه خفاشی با اندازه ی متغیر است. رنگش سیاه زغالی بود. یعنی مات نه براق. آدم گول زدنش هم همان بود که در فیلمها نشان می دهند. وقتی داری فکر می کنی و بین انتخابها مرددی، از پشت می آید چیزی در گوشت نجوا می کند و تو هم گمراه می شوی، به همین سادگی!

شاید تصور خیلی از ما این بوده و باشد. ولی می خواهم چیزهایی بگویم غیر از این. ابلیسی که من امروز می بینم و می شناسم، پول دار است. کشور دار است. نفوذ و قدرت دارد. کلی هم آدم و جن در لشکرش دارد. او را به خدایی می پرستند. البته نه این پرستیدنهای مسخره ای که حلقه بر سر و صورت می اندازند و قیافه های هچل هفت برای ساخته و راک می خوانند. شیطان پرستهای مهم تر و عجیب تری هم وجود دارند. آدمهایی به غایت جنتل من و مودی به آداب که در نوشته های بعد معرفی خواهند شد.

پیش ترها خیالم بر این بود که وقتی امام می فرمود امریکا شیطان بزرگ، استعاره و تشبیه است نه واقعیت. وقتی رهبر می فرماید سپاهیان شیطان قد علم کرده اند و تمام قامت به مقابله با حکومت شیعی ایستاده اند، تصویری ذهنی از جدال حق و باطل ترسیم می کنند. حال آنکه چند خط  کتاب و چند صفحه سایت و چند دقیقه پای درس نشستن این روزها، مرا با واقعیتهایی آشنا کرده اند که امروز عمیقا دنیای فانتزی والت دیزنی ها را لمس می کنم. البته نه در فضای تخیلی و نه محدود به فیلم و پویانمایی. بلکه به عینه. دیگر می توان تطابقهای فعالیت های کسانی که در ادبیات سیاسی امروزمان به دشمن از ایشان یاد می کنیم را با تعابیری که در روایات و مهم تر از آن در آیات قرآن عزیزمان از آنها یاد شده مشاهده کرد.

مصداقی کردن موضوع بماند برای فرصتی دیگر. ولی همین قدر باید گفت که ابلیس فرمانده ی سپاه شیاطین است. شیاطین گروهی بزرگ از انسانه و جنیان هستند. حساب کسانی که فریب شیطان را می خورند و کار خطایی می کنند از این سربازان جداست. اینان آگاهانه برای حکومت کردن شیطان بر جهان تلاش می کنند. بسیاری از آنها مقام و منسب دارند. بسیاری دیگر با روشهای کثیف ثروت هنگفتی ذخیره کرده اند. برخی در سینما هستند و برخی در ورزش. عده ای کتاب می نویسند و عده ای تدریس می کنند. ولی غالبا در راس مراکز حساس جهان و حتی کشورهای مختلف قرار دارند. در میان آنها از هر قوم و طایفه و ظاهرا از هر دین و مذهبی دیده می شود. لیکن عالی رتبگان همه یک کیش و آیین دارند. آنها را کابالائیست می نامند.

در این مورد باز هم خواهم گفت. در مورد جسارت به ساحت نبی اعظم(ص) و دلیل و سابقه ی این نوع اقدامات هم در ادامه نکاتی عرض خواهد شد.

یک مدل دیگر...

مرسی که روی کارآمد کلی ذوق کردیم. عربستان که رفت کلی غمباد گرفتیم. بعدتر  گفتند عدم تعهد نمی آید، وقتی هم آمد باز کلی هورا کشیدیم. آنچه که گفت، گفت اما به سوریه که رسید برخیمان برنتابیدند. بعدتر که رفت مصر، اولین قدرت منطقه ای شد که برای حل بحران سوریه جهت همفکری دعوتمان کرد. در مصر بهمان گفت که بحران سوریه ممکن است شکافمان را عمیق کند. در شورای حکام همراهمان بود و در مجمع عمومی سازمان ملل به هر دلیل نخواست با اوباما دیدار کند.
دقیق تر که بشویم با سبک جدیدی در سیاست ورزی مواجهیم. سبکی که نه مانند قبل به سمت غرب سجده میکند و نه مانند انقلاب اسلامی انگشت در چشمان غرب میکند. باید پذیرفت که برای تحلیل این سبک نیاز به یک مدل دیگری داریم. اخوانی های مصر از همتایان ترک خود بلند پرواز ترند. اما نگاهشان به دنیا عربی است. دنیا را عربی میبینند.
در این بین دستگاه (های!) دیپلماسی ما باید مدلی جدید برای تعامل با این اخوانی های نوظهور تعریف کنند کسانی که بیشتر تمایل دارند تا خودشان قوی باشند البته به هر وسیله ای، نه اینکه برای حل مسائل به صورت منفعل منتظر حضور متحدان فرامنطقه ای باشند.
و این فرصتی است تا با یک حرکت هوشمندانه بعد از سال ها حداقل جای پای عربده کشان قدرت طلب غربی در منطقه تنگ تر شود و منطقه به یک بلوغ نصفه و نیمه سیاسی برسد.

پس نوشت:
مدتی در فضای مجازی رخصت نشد. برای توهین کنندگاه به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و علی آله و حامیان و راضیان این توهین لعنت خدا و جن و انس را مسئلت داریم.