درخواست مرخصي!

همسر يکي از فرماندهان پاسگاه که به تازگي هم ازدواج کرده و چندين ماه از زندگيشان دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش مي‌گذشت بدجوري دلتنگ خانواده پدري‌اش شده بود چندين بار از شوهرش درخواست مي‌کند که براي ديدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم يا به تنهايي مسافرت کند ولي هر بار شوهرش به بهانه‌اي از زير بار موضوع شانه خالي مي‌کند.
زن که در اين مدت با چگونگي برخورد ماموران زير دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها براي گرفتن مرخصي و غيره هم کم و بيش آشنا شده بود به فکر مي‌افتد حالا که همسرش به خواسته وي اهميتي قائل نمي‌شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصي براي رفتن و ديدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذي درخواست کتبي به اين شرح مي نويسد:
جناب .... فرمانده محترم ... اينجانب ....... همسر حضرتعالي که مدت چندين ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم. حال که شما بدليل مشغله بيش از حد کاري فرصت سفر و ديدار بستگان را نداريد بدينوسيله درخواست دارم که با مرخصي اينجانب به مدت ... براي مسافرت و ديدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمائيد .
با احترام ..... همسر شما
بعد نامه را در پوشه مکاتبات همسرش مي گذارد چند وقت بعد جواب نامه به اين مضمون بدستش ميرسد:
پاسخ نامه: سرکار خانم ... عطف به درخواست مرخصي سرکار عالي جهت سفر براي ديدار اقوام ، با درخواست شما به شرط تامين جانشين موافقت مي شود.
فرمانده

وحی منزل که نیست...

گاهی از اوقات اشکالاتی که انسانها بر عملکرد، رفتار و گرایشات یکدیگر میگیرند به صورت بسیار عجیبی بر آرامش روابط بینابین ایشان تاثیر گذار است. این دامنه تنش تا چنان مرتبه ای میتواند گسترش یابد که حتی افراد بی ارتباط به مساله ناگزیر به درگیری در امور نامربوط به خودشان میشود. در اصطکاک های پیش آمده چندی پیش بین دولت و مجلس شاهد موضع گیری افراد و گروه هایی به صورت بی محابا و از روی عصیبیت، له یا علیه طرفین بوده ایم. در این میان با رخ دادن اخرین این پیشامدها و صرف نظر از موقعیت طرفین و موضع گیری خواص جامعه، من در سه مرحله به موضوع نگاه کردم که برداشت های شخصی در زیر می آید:

1- در ابتدا صرف نظر از جایگاه شاکی و متشاکی ایرادهای وارده بر مصوبه مجلس و تناقض های موجود در آن به نظرم جالب بود به صورتی که در نگاه اول حق را به رییس جمهور محترم دادم.

2- در نوبت دوم این سوال برای من ایجاد شد که اگر تنها مرجع تفسیر قانون اساسی شورای محترم نگهبان است و این قانون توسط همین شورا به تایید رسیده است، پس چگونه شخص ثالث حق دخالت دارد و نتیجه این نگاه، نادرست دانستن ادعای رییس جمهور محترم بود.

3- مرحله سوم نگاه به پیشینه این بحث ها بود و اینکه در کنار نظارت استصوابی شورای نگهبان در قانون به وظیفه رییس جمهور مبنی بر پاسداری از قانون اساسی بر خوردم. حال این سوال برای من بوجود آمد که این پاسداری، محدوده آن و نوع اعمال آن در کجای قانون پیش بینی شده است؟

بعد از نگاه سوم سوال جدیدتر ایجاد شده این بود که اساسا چرا در بین اختلافات بوجود آمده، هیچ گاه یکی از گزینه های محتمل، نارسایی قانون (حتی قانون اساسی) محسوب نمیشود؟ نکته جالب این است که در برخی موارد بر اساس قوانین موجود مساله برای دو طرف حل نشده و فقط طرفین موضوع را مسکوت میگذارند. و این سکوت منجر به ایجاد کدورت های دیرین و گاها سواستفاده فرصت طلبان و ایجاد شبهه در جامعه میشود و این افراد اقدام به ترور سیاسی شخصیت های جامعه با عناوینی همچون اقتدارگرا، لجوج، مستبد، تمامیت خواه، نگاه گزینشی به قانون و ... میکنند. لذا نظر من بر ایجاد گعده هایی بین نخبگان برای بحث پیرامون قانونی است که مدتی است در بین خواص به عنوان وحی منزل و قانون بدون اشکال فرض میشود.

ادامه دارد...


پس نوشت:

ساعاتی قبل از انتشار این متن ریاست محترم جمهور این قانون را ابلاغ کرد. که البته این حرکت و بازتاب رسانه ای آن جای بحث دارد.

برويد سراغ كارهاى نشدنى، تا بشود.
تصميم بگيريد بر برداشتن كارهاى سنگين، تا برداريد.
«و لا يخشون احدا الّا اللَّه». خب،
زحمتهايش چه؟
 رنجهايش چه؟
محروميتهايش چه؟
جوابش اين است كه: «و كفى باللَّه حسيبا»؛
 خدا را فراموش نكن،
 خدا حسابت را دارد.
 در ميزان الهى،
 رنج تو،
محروميت تو،
 كفّ نفس تو، حرصى كه خوردى،
زحمتى كه كشيدى، كارى كه كردى،
 خون دلى كه خوردى،
دندانى كه روى جگر گذاشتى،
اينها هيچ وقت فراموش نميشود.



رهبرانقلاب

۲۰ مهر ۹۰


نائب الزیاره

به آنجا رفتم و بازگشتم. اما هنوز هم باورم نیست. نمیتوان گفت. آنها که رفته اند بهتر میدانند. بیشتر شبیه یک خواب است که درست در بهترین زمان آن تو را از خواب بیدار میکنند. حالا چند روزی است که آمده ام. اما قلمم نای نوشتن در مورد این سفر را ندارد. امیدوارم بعدترها بتوانم اندکی شرح حال بنویسم.


پس نوشت:

در این سفر دعاگوی دوستان بودم. انشاالله این سفر نصیب همه دوستان بشود.