داااش عباس
سلام
اونایی که جلو رفتن، برگردن دست ما رو هم بگیرن.
اونایی که عقب موندن سریعتر خودشون رو برسونن.
اونایی که از ننوشتن ما دلخور و ... شدن حلالمون کنن.
آخه الله بنده سی(مخاطب عزیز) ما تو دنیای واقعی هم یه کارایی داریم یا نه؟
در ثانی ، فعلا هم چشم دشمن کور و گوش شیطون کر، حملات تروریستی تو بورسه! نه حملات بی ادبانه و غیر منطقیشون تو نت. می گی یعنی چی؟ می پرسی که خوشحالم که حملات تروریستی تو بورسه نه حملات رسانه ای؟
آره خب. این یعنی حسابی کم آوردن. عینهو سی سال پیش. بعد پیروزی انقلاب. آره داداش. کم آوردن. بدجوری هم کم آوردن.
بگذریم.
جونم براتون بگه که در این مدت چه کردیم علاوه بر درس و پایاننامه و زندگی و ...:
رفتیم سراغ تحقق فرمایش آقا در خصوص اجرای کرسی های آزاد اندیشی. کلی وقت صرف کردیم. کلی بحث کردیم. بعد که به کرات برگزار شد، کلی استفاده کردیم خلاصه اش.
تو دنیای واقعی که می شینی رو کرسی آزاد اندیشی و طرف می گه:" من اندیشه ام دقیقا 180 درجه شماست. می تونم وقتتون رو برای یه بحث مختصر بگیرم؟ "خیلی فاز می ده که یه 3 ساعتی(اقلا) روبروش بشینی و بهش بگی و ازش بشنوی. آخرش نتونه فرمایش اش (بهتره بگم دیدگاه یک عمر به هدر رفته اش) روتوجیه کنه و سکوت کنه و بگه:"من امروز آماده نبودم!"(یکی نیس بهش بگه: آدم! آماده نبودی بیخود اومدی اعلام آمادگی کردی برا بحث. مگه وقت مردم علف هرزه؟) میگه : "ادامه بحث باشه برا جلسه ی بعد و ..."
اما جلسه ی بعد حاضر نشه!
خلاصه اش.
به سرم زد کرسی آزاد اندیشی رو تو حاج علا هم به پا کنیم. اما از اونجایی که برادران فحاش مخالف نظام به علت مجازی بودن فضا و ناشناس بودن و داشتن هویت های رنگارنگ و بی نام و نشان به راحتی بحث رو خراب و وقت ما رو هدر می کنن. فعلا منصرف می شم.
هر کی مرد حقیقت طلبی و بحثه بیاد کرسی های آزاد اندیشی تو دنیای واقعی.
یا علی مددی
مستی،