جهت بایگانی

به خاطر يه سانديس/ شديم نوكر انگليس

تو وبلاگ دوئل بعدش تو سوزنبان این عکس رو دیدم و بعد یاد اون مطلب  (ما جد اندر جد ساندیس خوریم) افتادم. بعد یاد اون همه مطلبی که سبز های لجنی (افسار بریده) علیه مردم تو ۹ دی گفتند افتادم البته ما به این حرف اونها کلی افتخاریدیم اما اونها این رو نماد فضاحت میدونستند. حالا که زمستان رفت و رو سیاهی به ذغال ماند اما چه سیاهی. حالا کم کم دارم نگران میشوم که قضیه کافر همه را به کیش خود پندارد و جریان آدم کشی و استفاده از سلاح علیه مردم و تجاوز و ... نه نه!!

امیدوارم که فضاحت ها به همین یه دونه ختم بشه و بیشتر از این آبروی نداشته   این جماعت پیش سمپات هاشون از دست نره.  يادش بخير كه 22 بهمن ملت شعار دادند "نه ساندويچ نه سانديس- مرگ بر انگليس" و ... .حالا هم اين ها را مي نويسم كه در تاريخ ثبت شود و سال ها بعد بيايم و بخوانم شان و باز هم بگويم يادش بخير....

دو نگاه

امام صادق (علیه السلام) می فرماید در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل»پناه نمی برد زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر یاد شده فرمود:پس آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند همراه با نعمتی از جانب خداوندعافیت و چیزی زائد بر آن(سود در تجارت)باز گشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

و در شگفتم برای کسی که اندوهگین است،چگونه به ذکر«لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:پس ما(یونس را که در اثر تمسک به ذکر یاد شده)از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می بخشیم.

و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر«افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد»پناه نمی برد. زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود:پس خداوند(موسی را در اثر ذکر یاد شده)از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.

و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست،چگونه به ذکر«ماشا الله لا قوه ال بالله»پناه نمی برد.زیرا به تحقیق شنیدم خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده(از زبان مردی که فاقد نعمت های دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمت ها بهره مند بود)فرمود:اگر تو مرا به مال و فرزند،کمتر از خود می دانی پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد ...*

بار اول نبود!

برای چندمین بار است که ایران تهدید به جنگ و سلاح اتمی می شود. **برخی دولتها و سران آنها ازتجاوز، و پلیدترین شیوه ها از جمله ایجاد سازمانهای تروریستی و حمایت از تروریستها برای پیشبرد سیاستهای خود استفاده می كنند ولی در مقابل افكار عمومی دنیا، چهره ای آرام و انسان دوستانه به خود می گیرند و از الفاظ به ظاهر متین استفاده می كنند.**

دو نگاه برای مقابله با این پدیده ها وجود دارد.

1. نگاه انفعالی که به صورتی بنشینیم و قطعنامه بپذیریم و حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم و ... یا هر کاری که با نام گفتگوی تمدن ها و تعاملات جهانی انجام دهیم و در نهایت عقب نشینی تا سعدآباد!

2. نگاه تهاجمی که در مقابل هر تهدیدی عکس العمل و مقابله به مثل کنیم؛ جشن ملی هسته ای داشته باشیم افتتاح سانترفیوژهای جدید و آمادگی نیروهای نظامی و تهدید تلاویو و ... یا هر عکس العملی برای جلوتر کشیدن خط مبارزه حتی تلاویو!


*. داستانهای عارفانه در آثار علامه حسن زاده آملی-عباس عزیزی-صفحات ۶۳و۶۴

**. سخنان رهبرانقلاب در دیدار فرماندهان عالیرتبه نظامی و انتظامی 22/1/89

 

بی مسئولیت


سلام

وقت تنگ است.

لذا ، مختصر - مفید عرض میکنم خدمتتان.

از پان ترک و پان فارس و ... خوشم نمی آید.

از کسانی که به جای گفتن: "زنده باد تراکتورسازی" میگویند : زنده باد آذربایجان" ، آنهم نه آذربایجان شرقی و غربی، بلکه آذربایجان متحدی که از ایران جدا شده باشد و .... خوشم نمی آید.

کاری به تیم و طرفدارانش ندارم. کاری به کلهم فوتبال ندارم.

کاری هم به تصمیم تیم تراکتور سازی برای انصراف از بازی به نشانه اعتراض یا هر دلیل دیگر ندارم، چرا که ربطی به ستون نظام جمهوری اسلامی ایران ندارند و رفتارشان، چه خوب ، چه بد، برای خودشان جزایی دارد، یعنی تشویق ویا جریمه ای.

اما با فردوسی پور بی فکر، ضرغامی خواب آلود و ... خیلی حرف ها دارم.

جناب فردوسی پور بی فکر و جناب ضرغامی خواب آلود!

دست به دست هم دهید و با اعمال تحریک آمیز اقوام ایرانی را به جان هم بیندازید.

با توهین و یا تمسخر، آنهم به هر شکل و شیوه ای، آنهایی را هم که کاری به فوتبال و متعلقاتش ندارند، تحریک کنید، تا تکرار شود، جریان "سوسک"(روزنامه کثیر الانتشار ...) و آشوب خیابانی و آتش گرفتن یک هفته ای بازار و میادین و بانک های تبریز  و تعطیلی زندگی یک ملت و ضرب و شتم و دستگیری و ...

سوالم از شما این است. تیمی که از میدان خارج شد، کمترین هزینه و جریمه اش باخت 0 به 3 است. نوش جانش، اما ؛ جریمه شما در قبال توهین و تمسخر و تحریک و دردسرسازی برای نظام و ملت چیست؟

سوالی اساسی تر اینکه ؛ انگیزه تان از این رفتارهای تحریک آمیز چیست؟

حرفم این است که مسئولیت کارهایتان را می پذیرید؟ تاوان اشتباهات و حماقتتان  را خودتان خواهید داد یا یک ملت؟ 

مگر رسانه ملی، ملک پدری و چاردیواری اختیاریتان است که هر طور خواستید از آن استفاده می کنید؟

هر چه قدر هم ساده باشم، نمی توانم باور کنم، این رفتارها(تحریک اقوام)، پشت پرده ای ندارد و صرفا حماقت " نود" ی است و بس.




خدایا مکر دشمنان ملت  ایران را به خودشان بازگردان، آمین!


کو همت که؛ مضاعف باشد؟!

رهبر شیعیان جهان ، امسال را سال همت مضاعف و کار مضاعف نامیدند. 

سعی می کنیم هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی به این نامگذاری عینیت بخشیم.

اما بعضی ها انگار نشنیدند. همچنان که قبلا هم هیچ نمی شنیدند از کلام حق.

همت مضاعف ، مرد می خواهد و ایمان.

ایمان به هدف و مسیر.

بگذار حرف دلم را رک بگویم :

مردان قوه قضائیه ، مرد نیستند، یا به مسیر ایمان ندارند؟

شاید هر دو.

از 9 دی 1388،  3 ماه گذشت. پس چه شد محاکمه سران فتنه؟

همت و کار مضاعف برای همه خوب است الّا برای قوه قضائیه و صدا و سیما و ...؟

خدای من. انگار کسی تلنگر زد. شاید مادرم؛ که حواست کجاست؟ فرزندم! چند بار بگویم که "حساب ما از حضرات جداست." ؟ 

راست می گوید مادرم.

وقتی پدرم، وصیت کرد که؛ "پشتیبان ولایت فقیه باشید"، منظورش که حضرات نبودند. مخاطبش  من بودم ، مادرم ، خواهرم و نهایتا چند بسیجی دو آتشه ی ... .

همه این حرف ها  از بی حواسی من است. می دانم. می دانم. عذر تقصیرم را بپذیرید.

پس سخن کوتاه می کنم و پیام تبریکم را تقدیم می کنم.

حضراتی که هیچ وقت مخاطب رهبر ما نبودید: 

«راحت بنیشند، پا روی پا بیندازند ، که خیلی وقت است، دست روی دست گذاشته اید. امید که نامتان در تاریخ سده 500 قمری در رتبه نام شریح قاضی ها حک  شود. اجرکم عند الله!

شما به کار خود مشغول باشید و ما هم به کار خود.

به این ترتیب و سلوک، شاید توفیق یافتید تا ما را که؛ در دفاع از حق خودسری کردیم، محاکمه کنید. مثل آن طلبه سیرجانی و امثالهم.

آخر ما  نه گردنمان کلفت است، نه جیبمان پر. راحت می می شود، دستگیر و محاکمه مان کرد! 

اگر بخواهم پیام رهبرم را به شما ربط دهم باید بگویم:

همت مضاعف در به هم بستن دل ها و جیب ها و قبا ها و ... در سال همت مضاعف ، کار مضاعف ، بر کله گندگان مبارک!

راستی حضرات ! رهبر شما کیست؟؟؟ »

یا علی مددی

هزارو سیصد و فتنه

هزار و سیصد و فتنه

سالی که گذشت قرار بود از دوران تثبیت نظام به دوران جهش و توسعه پایدار تبدیل شود. سالی که قرار بود کشمکش های هسته ای مشخص شود که چگونه پایان می پذیرد. سالی که سال آغاز ورود به دهه چهارم انقلاب بود. قرار بود به دنیا اعلام کنیم ما اولین انقلابی هستیم که بعد از 30 سال بر آرمان های خودایستاده ایم و این یعنی ((تثبیت)). یعنی؛ آن که هیچ انقلابی  آن را تجربه نکرد. آماده بودیم که وجودمان را فریاد بزنیم و تاج این افتخار را بر سر این مرز و بوم قرار دهیم. از هشتِ هشتِ هشتادو هشت گفتیم. ماهوره هایمان آماده پرتاب شد. چرخه سوخت 20 درصدی آماده بود. قراردادهای تجاری، ماورای تحریم ها آماده امضای نهایی. مرزبانان در اوج افتخار و عزت در مرزهای خاکی، هوایی و آبی پرچم غرور این ملت را افراخته بودند. اما ناگهان خبر رسید که ای مرزبانان! چه نشسته اید که دشمن شبه وار به شهر ما رسیده و قلب ما را هدف گرفته است. ماهواره ها! بایستید که جنگ ما نه در فضا بل روی همین خاک و در همین شهر است...

آری هزارو سیصد و فتنه با تمام فراز و نشیب هایش بر ما گذشت. گویی تمام تئوری هایی که خوانده بودیم اینک نوبت به واحدهای عملی شان رسیده بود. در 30 سالِ پس از انقلاب، در کتاب هی تاریخی و دینی مان گفتند فلان بن فلان را دنیا فریفت و زر و سیم او را افسار گسیخته ساخت. فلانک را قدرت خوش طعم آمد و دندان طمع بر سر قدرت تیز کرد. فلان ((فراماسون)) در فلان فراموشخانه چنین طرح می ریخت و کودتا می کرد. از کودتای 1299 و 1332 گفتند و هی خواندیم و حفظ کردیم و هزارو سیصد و فتنه شد دوره کارآموزی. 244 روز یا به عبارتی 5856 ساعت کارآموزی و شد آنچه شد. از 22 خرداد تا 22 بهمن...

و اما آن که پیروز شد ملت بود. ملتی که مغول های وحشی را رام کرد، اعراب را ساکن و استکبار را در 8 سال زمین گیر. این بار هم دستکش مخملی قادر به پنهان ساختن این پنجه چدنی از چشمان تیزبین و پر بصیرت این ملت نشد. هر جنگی خسارتی دارد بر روح و مال و جان مردم و اکنون باید با همت مضاعف و کار مضاعف  هم کار امسال را انجام دهیم و هم معوقات سال گذشته را جبران کرد.

سال همت مضاعف و کار مضاعف مبارک باد.