تورم بد حجابي-2

قابل توجه كسايي كه مهم نيست تو جامعه شون بد حجابي باشه يا نباشه!

فكر كنم سال هاي اولي بود كه دولت دوم خرداد تازه روي كار اومده بود. كم كم داشتيم عرف شكني هايي رو در پوشش خانم ها مشاهده مي كرديم. اون موقع (77-78) تازه مانتوها كمي كوتاه تر ميشد. نه خبري از پيرهن شلوار تنگ بود و نه مانتوي شيشه اي و نه دستمال هايي كه به عنوان روسري روي سرشون بگذارن. يكبار از ميدان امام حسين در حال عبور كردن بودم كه ديدم يك خانم با مانتويي كه كمي از ميانگين مانتو ها كوتاه تر بود در حال عبور كردن از پياده رو ست. همين طور كه اون بد حجاب در حال عبور كردن بود تمام مرد هايي كه يك گوشه اي ايستاده بودن با انگشت اون بد حجاب رو نشون ميدادن. اين صحنه را به خاطر داشته باشيد.

يكي دو ساليه خيلي اين موضوع توجه من رو به خودش جلب كرده:

زن ها و دختر هايي با ظاهر هايي به مراتب جذاب تر از اون زن بد حجاب در 10 سال قبل وقتي در حال عبور كردن در خيابان هستن حتي يك نگاه هوس آلود هم بهشون نميشه!!! بد بخت 2 ساعت جلوي آيينه بوده!

هيچ ميدونيد تورم بد حجابي چه بلايي به سر جامعه ما آورده؟؟؟

وقتي مردها دائما با همچين مانكن هاي بي ارزشي روبرو ميشن، دائما تحريك مي شن، وقتي دائما تحريك شدن دوز شهوت آنها پايين تر از حد طبيعي مياد. در اين صورت بدترين منظره ها كثيف ترين زنهاي خياباني هم ديگه براي مردها ارزشي نداره!

شايد كسي بگه: خوب اينكه خيلي خوبه !!! تازه آدم باكلاساي اروپايي هم همين طوري هستند!!!

اگر كسي صرفا تحريك نشدن رو با كلاسي بدونه در اين صورت گوسفند هاي ايراني خيلي با كلاس تر از آدم هاي اروپايي هستن چرا كه به هر حال اون آدم باكلاس يه جورايي قلقلكش مياد اما گوسفنداي ايراني ...!

ده ها ساله كه در اروپا كه آدم با كلاسا زندگي ميكنن با يك بحران مواجه شدن : "رشد منفي جمعيت" وقتي حجاب معنا و ارزشي نداشته باشه ديگه خانواده معنايي نداره ؟؟؟ قابل توجه غرب پرست هاي بدبخت:  كشور هاي سوئد،‌ سوئيس، فنلاند، نرو‍‍ژ و ... شما را به عنوان پدر و مادرهاي جمعيت آينده خود مي پذيرند!

وقتي حجاب را بي ارزش كرديد ديگه خانواده كيلويي چند ؟؟!!

وقتی از روشنفکری می پوکَد!

سلام

لطفا فقط روشنفکرانی که هیچ کس بیشتر از آنها نمی داند(هیچوقت و به هیچ شکل) بخوانند. نه همه ی دوستان. مطلب مخاطب خاص دارد!

یک انسان عاقل و بالغ آیا می فهمد که چه طور می شود گول خورد؟

اصلا پدیده ای به نام گول خوردن وجود دارد؟

چه طور شد که ابلیس توانست آدم و حوا را به خوردن میوه ممنوعه تشویق کند؟  آیا مستقیم و با ظاهر واقعی اس نزد آنان ظاهر شد و گفت: من ابلیسم و از شما تقاضامندم از این میوه ممنوعه تناول بفرمائید تا از بهشت اخراج شوید؟

آیا یک بچه دزد با ادبیاتی خشن به بچه می گوید: بچه! من یک بچه دزد بی رحم هستم و میخواهم تو را بدزدم و ... ؟

آیا یک غاصب بین المللی میگوید: من به کشور شما آمده ام تا جنایت کنم در راستای رسیدن به منافع اقتصادی خودم؟

آیا غاصب فکر تو! تویی که نمادی از هوش  و درک و .... ایرانی هستی با تو رو راست خواهد بود؟

واقعیتش را به تو نمایان کرده و تقاضایش را مطرح میکند؟

یا برعکس مثل شیطان و بچه دزد و غاصب کشورت و .... با حیله و دروغ هایی خوش رنگ و لعاب  سرت را گول می مالد؟

تا حالا به این فکر کردی که ممکن است آن روشنفکر آزادی خواه که دیروز چادر مشکی بسر داشت(طوزی که خدای نکرده رنگ روسری اش هم مشخص نشود بر نامحرم) و امروز دامن سبز حریر(تا همه پرو پاچه اش را ببینند). و یا آن مردک که در ایران حرف از دیدگاه امام می زد و در کنار باراک نتوانست بگوید اسرائیل رژیمی نا مشروع است و به موجود کثیفی چون باراک متبسمانه دل داد و گلوه گرفت و خیلی های دیگر که هنوز دوستشان داری گولت زده اند؟

اصلا در طول تاریخ دینی و غیر دینی کسی توانسته کسی دیگر را گول بزند؟

خواهش میکنم یک بار فرض کن که معصوم نیستی و ممکن است خطا کرده باشی و گول خورده باشی. شاید جواب های جدیدی به دست بیاوری. شاید!

این حرف های کاملا مبتدی برای آن قشری است که هنوز متوجه نشده اند که چه و که هستند و با چه و که طرفند. کسانی که مدعی روشنفکری اند ولی هنوز دوست و دشمن را نشناخته اند.

اما

حرف دیگری هم با جناب روشنفکر دارم: این حرف ها از خوش بینی ام بود که گفتم. اگر واقع گرا باشم باید بگویم اینقدر ساده لوحی و جهالت  از یک کودک ۵ ساله بعید است چه رسد به شما جوان رعنا و پیر مو سپید.

اگر واقع گرایانه صحبت کنم باید بگویمت: لطفا بدان که با این ادا و اطوار و نمایش بی اطلاعی از بی دینی و فساد اخلاقی و اقتصادی تئوریسین هایتان در داخل  و خارج ایران و ....  صهیونیست بودن سردمداران آمریکا و انگلیس و آلمان و فرانسه و فلسفه وجودی فیس بوک و .... کسی باورت نمی کند. تنها نتیجه این رفتار نمایشی ات تحقیر شدن شخصیت و بلوغ فکری ات در اذهان ملت انقلابی و مسلمان ایران است.

ضمنا تره هم برایت خرد نمی شود.

بنشین ۲*۲ تا بکن ببین واقعا ۵ تاست ؟

 

 

 

 

تورم بد حجابي

مدتيه كه بحث حجاب خيلي داغ شده. جنجال ها و بحث ها و حرف و حديث ها انقدر زياد شد كه خيلي ها به فكر فرو رفتن «چجوري شد كه يكهو حجاب رفت تو كما؟» واقعا چي شد؟ چه اتفاقي افتاد؟

با يكي از دغدغه مندان فرهنگي راجع به همين موضوع درد دل و صحبت مي كردم مي گفت يادمه حدودا از سال 63، 64 به بعد هر سال در فصل گرما بين بچه مذهبي ها اين نگراني بود كه چقدر وضع حجاب وخيم شده! اين نگراني خصوصا براي رزمنده هايي كه مدت زيادي در فضاي معنوي جبهه بودند و براي مدتي دوباره به شهر مي اومدند خيلي بيشتر بود.

صحبت هاي اون دغدغه مند فرهنگي من رو به فكر واداشت كه همونطور كه قيمت كالاهاي مصرفي در همه جاي دنيا با شيب هاي متغييري در حال افزايش است وضع بد حجابي در ايران نيز همين طور است. اينكه علت و سبب اين بد حجابي چيه بحث جدايي مي طلبه اما اينكه چي ميشه كه حتي مسئولين فرهنگي از وجود تورم بد حجابي بي خبر باشند خيلي عجيب و ناراحت كننده است.

قبل از اينكه بخوام كمي از عملكرد مسئولين فرهنگي انتقاد كنم بايد بگم كه وضعيت فرهنگي ايران در مجموع بهترين وضعيت موجود در جهانه اما اين انتقاد ها براي ارتقاي اين وضعيته.

دو تا واقعيت رو نميشه ناديده گرفت: اول اينكه متوليان فرهنگي و مسئولين فرهنگي كه خوشبختانه يا متاسفانه خيلي زياد و پراكنده اند اتفاق محورند. گاهي انقدر سرگرم يك مسئله مي شن كه يادشون ميره مسئله ديگه اي هم هست. وقتي جو حاكم بر جامعه سياسي ميشه تمام بدنه دستگاه ها به تبع جو حاكم سياسي ميشه. موضوع بد حجابي هر سال در ابتداي فصل گرما موضوع همه دستگاه ها ميشه. سال گذشته به خاطر مسائل سياسي، در بين متدينين بد حجابي يك ارزش تلقي شد. يادمه كه خبر گزاري فارس در قسمت عكس هاي خبريش بيشتر عكس هايي رو از طرفدارهاي احمدي نژاد گذاشته بود كه حتمن يه خانم بد حجاب هم توش باشه. اينكه ميبينيم امسال موضوع حجاب خيلي داغ شده شايد يه علتش همين باشه. آخرين باري كه موضوع حجاب خيلي داغ شد دو سال پيش بود. همه ارگانا يك چارت سازماني دارن اما اگر مسائل و اهداف فرهنگي تقريبا ثابت باشه چه دليلي داره كه مثلا عملكرد همه بخش هاي ارگان فرهنگي همزمان باهم تغيير سياست دهند و مثلا يك فيلم يا كتابي كه چند سال مجوز نمي گرفت يكدفعه مجوز بگيره؟

دومين واقعيت اينه كه در بين اين همه متولي فرهنگي حتي يك بخش جزئي از هيچ كدوم اونا مسئول ارزيابي فرهنگي كشور نيستن در بين متولياي فرهنگ، صدا و سيما داراي سيستم نظر سنجي نسبتا خوبي است اما موضوعات نظر سنجي صدا و سيما بيشتر مربوط به رضايت از برنامه هاي صدا و سيماست نه ارزيابي شاخص هاي فكري و فرهنگي ! يادمه از يكي از مسئولين صدا و سيما پرسيدم جهت گيري برنامه هاي صدا و سيما به چه سمتيه؟ چند تا سياست صدا و سيما رو گفت پرسيدم چطوري اين سياست ها انتخاب شدن گفت مخاطبا اينطوري مي پسندن گفتم هدف نهايي صدا و سيما چيه؟ گفت اينه كه مردم به جاي تماشاي ماهواره تلويزيون تماشا كنن!!!!!!!!!!!!! اين هم از صدا و سيما كه يكي از تاثير گذار ترين متولياي فرهنگي كشوره!‌!

امر ولی آمده...


انا لله و انا الیه راجعون

تقلای بشریت در آبهای غزه

اين بار اين كاروان، اسلامي يا عربي نبود، بلكه افكار عمومي و وجدان‌هاي بشري از سراسر جهان را نمايندگي مي‌كرد؛ اين حمله‌ جنايت‌بار بايد براي همه مدلّل كرده باشد كه صهيونيزم، چهره‌ جديد و خشن‌تري از فاشيزم است كه اين بار از سوي دولت‌هاي مدّعي آزادي و حقوق بشر و بيش از همه دولت ايالات متحده آمريكا حمايت و كمك مي‌شود.

خبر بهت آور حمله نظامیان غاصب صهیونیستی یه کشتی های حامل مواد غذایی و دارویی برای مردم تحت محاصره غزه برای چندمین بار جهان را در بهت و حیرت فرو برد. اما در این میان جای سوال است که این رژیم غاصب چگونه به خود اجازه داد تا اینگونه به بشریت دهن کجی کند؟ چگونه غذای یتیمان و مرحم های مصدومان جنایات اخیر خود را غاصبانه برباید و با قهقهه مستانه خود به تمام آرمان های انسانی پشت کند؟

مگر نه اینکه مواضع خفت بار سران ضعیف و بی غیرت بعضی از کشورهای اسلامی چراغ سبزی بود بر آغاز این سلسله جنایت ها؟ مگر نه این که آنان با حمایت خود این رژیم غاصب را در حمله به غزه همراهی کرده و چشم بر هرچه وجدانیت بود بستند؟ مگر نه اینکه عده ای در داخل با طرح شعار «نه غزه نه لبنان......» این دید را به سران غاصب ان رژیم دادند تا توهم کند که ایران در مواضع بنیادین خود ضعیف شده و حلقه محاصره را تنگ تر کردند و دست به جنایات گسترده زدند؟ حال چه توجیهی بر اعمال ننگین خود و این مولود مواضع غیر انسانی خود دارند؟ نکند  بعد از سیر شدن شکم هایتان و پر شدن حساب هایتان و قیلوله بعد از ظهر  یه فکر کمک به بشریت خواهید افتاد؟

آری در دین ما هرکس هرکمکی و همراهی چه عملا و چه زبانی و چه قلبی به قاتل بکند در گناه او شریک و مستحق لعن است. خداوند خون حضرت علی اصغرها را به زمین پس نداد تا گواهی باشد برجنایت شمرها و همراهی کوفیان. حتما این خون در قیامت یقه شما را هم خواهد گرفت. من نمی دانم چگونه می خواهید جواب آه یتیمان بی گناه و شیون مادران داغدار و خون این شهیدان را بدهید اما بدانید این گرگ صفتان بعد از دریدن این انسانهای بی گناه به شما هم رحم نخواهند کرد. 

ششم

سیمین

فاطمه معتمد آریا معروف به سیمین از جمله بازیگران جنجالی سینمای ایران است. خبرسازی او این بار با کشف حجاب و بستن دستبند سبز در خارج از کشور بروز کرده است. وی که یا مدتی قبل ممنوع الخروج بوده و با تلاش‌ها و ملاقات های فراوان توانسته از کشور خارج شود بار اولی نیست که ارزشهای کشورش را زیر پا می گذارد.

معتمد آریا چندی پیش در حاشیه ی کنفرانس دستاوردها و چالشهای ایران که در ایالت مریلند و به همت یکی از مؤسسات ضدایرانی برگزار شد اعلام کرده بود:«در سال‌های بعد از انقلاب پیدایش سبک جدیدی در فیلم سازی که با حذف سه عامل سکس، خشونت و الکل همراه بوده، عملاً سینمای ایران را از مهمترین وجوه جاذبه در سینِما محروم کرد و در نتیجه زنان در سینِما حذف شدند.»

این بازیگردر انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ از میرحسین موسوی حمایت کرد و با حضور در فیلم انتخاباتی وی همراه با زهرا رهنورد بحثهایی را مطرح نمود و پس از اغتشاشات سال گذشته در پی شیوع شایعاتی ممنوع الخروج شد که بعد از مدتی رفع گردید.


پنجم

فیس بوک

اقدام این شبکه صهیونیستی در برگزاری مسابقه ی کاریکاتور موهن به ساحت پیامبر اعظم(س) مدرک محکمی در اثبات ضدیت دست اندرکاران آن با اسلام به شمار می رود. فیس بوک (همانند مجموعه های مشابه آن) شبکه ایست که با دنبال کردن اهداف استعمار از راه دور راه اندازی شده است. اقدامات مختلف این گروه موید این امر می باشد و که مشابه آخرین آن تقابل زردها و قرمزهای تایلند باشد. تقابلی که بیشتر به جنگ مجازی می ماند لیکن با سرایت اختلاف به دنیای واقعی، تنش های موجود در آن کشور را دنباله دار کرده است. این شبکه اجتماعی در آشوبهای پس از انتخابات ایران نیز نقش خود را ایفا کرده و به تداوم هر چند کوتاه اغتشاشات کمک کرد.

مبانی فکری بسیار پیچیده ای این گونه شبکه های اجتماعی و راهبری پنهان قدرتهای استکباری در پس پرده سبب گردید تا اهداف اختلاف انگیزانه آنها با چراغ خاموش به پیش رود و زمینه ساز تحقق سیاستهای کشورهای قدرت طلب گردد.


چهارم

مدودف

اظهار نظر وی مبنی بر خطرناک بودن ایران برای روسیه به دلیل علاقه منطقه قفقاز به آن، واکنش شدید احمدی نژاد را در پی داشت. رئیس جمهور در کرمان اعلام کرد:« امروز می گوییم تا رئیس جمهور روسیه بشنود... ما نباید ببینیم که همسایه ما در کنار کسانی قرار می گیرد که 30 سال است با همه توان علیه ملت ما دشمنی کرده اند... نگویید که تحت فشار هستیم. خب، ایران هم تحت فشار است اما ایا به حساب این فشار ما می توانیم علیه منافع ملت روسیه اقدام کنیم

چین و روسیه تا چندی پیش به عنوان مخالفان اعلام تحریم و اقدام شدید علیه ایران بودند لیکن بر هیچ کس پوشیده نبوده ونیست که این حمایت آنها فقط و فقط در راستای منا فع خودشان بوده است. از این رو واکنش احمدی نژاد نیز در این موقعیت کاملا معقول به نظر می رسد. ما نه وام دار روسیه هستیم ونه محتاج ناگزیر آنها. پس هرگاه بر خلاف منافع ملی ما اقدام کنند قطعا باید مورد انتقاد قرار بگیرند.

سوم

علی دایی

انتقادهای شدید اللحن قطبی از وی چندی است که رنگ وبوی جدی تری به خود گرفته است. دایی در واکنش به این انتقادها با بی اساس خوندن برخی از آنهاگفته:«قطبی حق اظهار نظر در باره ی من را ندارد. چرا که من در سخت ترین روزها در کشورم بودم و ایشان فرار را بر قرار ترجیح داده بود. آن زمان که جوانان این مملکت به میدان نبرد رفته اند ،شهید شده اند، جانباز شده اند تا این محیط را برای ما به وجود آورند معلوم نیست قطبی کجا و چگونه زندگی می کرده است.»

گفته می شود قطبی پس از خروج از ایران با حضور در یک شبکه تلویزیونی سخنان علیه کشورش مطرح کرده است.

هر چند این اظهارات نظرات مبنای دقیقی ندارد لیکن این نکته که افرادی مانند قطبی در روزهای سختی در کشورشان نبوده اند و اکنون و در آرامش بازگشته و با دریافت ما به ازای بالا،  خدمات نه چندان موفقی را انجام می دهند، و هر از گاهی نیش و کنایه ای هم به دیگران می زنند که من این و شما آن، جای تامل بسیاری دارد.


دوم

شجریان

گویی این خواننده (یک زمانی) شهید این روزها تبدیل به یک دوره گرد اروپا و امریکا شده است. هر هفته خبر حضور او در یک طرف دنیا و ابراز نظرات تند و نا سزا گویانه که البته سرشار ازدروغ های عظیمی است (!) به گوش می رسد. احتمالا در آینده ی نزدیک پشت پرده ی برخی فعالیت های ضد ایرانی–اسلامی وی خبر می شود. هرچند به اعتقاد برخی او ازهان زمانی که لس آنجلس نشینی و وطن گریزی را انتخاب کرده  زمینهای ضد یتش عیان شد.